پس با يك چنين سوابقى از اين خاندان خبيث لعين كه نمونهاى از آنها ذكر گرديد جاى تعجّبى نبود كه اگر وقت بدستشان مىآمد با بدن امام بر حق امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام همچنين معاملاتى مىنمودند .
فلذا حسب الوصيّة جنازه آن حضرت شبانه دفن شد و علامتى هم بر قبر گذارده نشد و آن قبر از نظر عموم مخفى بود تا زمان هارون الرّشيد خليفه عبّاسى كه روزى بصحراى نجف كه نىزار و مركز آهوان بود به شكار رفت تازيها و فهدها دستهء آهوان را تعقيب نمودند آنها بالاى تلّ نجف « 1 » پناه بردند تازيها و فهدها از تل بالا نرفتند چندين مرتبه اين عمل تكرار شد يعنى تازيها كه عقب ميرفتند آهوها پائين مىآمدند هميكه تعقيب ميشدند باز پناه بتل ميبردند خليفه فهميد كه بايد در اين مكان سرّى باشد كه تازيها بالا نميروند فرستاد پيرمردى از اهل آنجا را يافتند نزد خليفه آوردند سؤال كرد در اين تل چه سرّى است كه تازيها بدنبال آهوان بالا نميروند .
پيدايش قبر على عليه السّلام
پير گفت سرّش را من ميدانم ولى ايمن از گفتن نيستم خليفه امانش داد گفت خليفه با پدرم آمدم در بالاى اين تل زيارت و نماز كرد گفتم اينجا چه چيز است گفت با حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام اينجا به زيارت آمديم و آن حضرت فرمود اينجا قبر جدّ ما على بن أبي طالب عليه السّلام است كه به زودى آشكار خواهد شد .
خليفه امر كرد آن محل را حفر كردند تا بعلامت قبرى رسيدند در آنجا لوحى ديدند كه بر آن به خط سريانى دو سطر نقش شده بود ترجمه نمودند اين كلمات ظاهر شد بسم اللّه الرّحمن الرّحيم هذا ما حفره نوح النبى لعلى وصى محمد صلّى الله عليه و آله قبل الطوفان بسبع مائة عام « 2 » هارون احترام كرد و امر داد خاكها را بجاى خود
هامش
( 1 ) نجف در لغت بمعنى پشته و بلندى است كه آب به او نرسد و نام بند آبى است پشت كوفه كه مانع رسيدن سيل است بخانهها و قبرهاى آنها و در نزديكى آن بند قبر حضرت امير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السّلام مىباشد چنانچه فيروزآبادى در قاموس ضمن لغت نجف ذكر نموده .
( 2 ) اين قبرى است كه حفر نموده او را نوح پيغمبر براى على وصى محمد صلّى اللّه عليه و آله قبل از طوفان به هفتصد سال .