قول ششم اندر حركت و انواع آن
حدّ حركت ، حكما بدل شدن ذات چيزى نهادهاند كه مر او را ذات است به گونهاى از گونههاى بدل شدن . و گفتند كه حركت بر شش روى است : دو از او اندر جوهر « 1 » است و دو اندر كميّت است و دو اندر كيفيّت است . امّا آن دو حركت كه اندر ذات جوهر است ، كون و فساد است ، و كون پديد آمدن چيزى است از طبايع ( به صورت ) بودشى ، و فساد بازگشتن چيزى است از صورت بودشى سوى طبايع . امّا آن دو حركت كه اندر كميّت است ، چو زيادت پذيرفتن چيز است اندر ذات او و افزونى ( او ) اندر چندى او و چو نقصان شدن چيز است اندر ذات او و كمى از مقدار او . و امّا آن دو حركت كه اندر كيفيّت است ، مر آن را عرضى « 2 » گويند ، يكى از آن ديگرگونه شدن [ چيز است ] به صورت ، چو ميوه كز سبزى سياه شود ، و ديگر از آن گشتن حال چيز است ، چو ثمرهء ترش كه شيرين شود به استحالت يا گرم ( كه ) به طبع سرد شود و جز آن . و مر آن دو حركت عرضى را تغيّر و استحالت گويند .
و گفتند « 3 » نيز كه حركت به « 4 » سه روى [ است : يكى از او طبيعى است و ديگر قسرى است و سه ديگر ارادى است . امّا طبيعى مر حركات طبايع و افلاك را
هامش
( 1 ) .CB: جواهر .
( 2 ) .AC: عرض .
( 3 ) .CB: گفتهاند .
( 4 ) .CB: بر .