فرمايد . و هر ظلم در عالم مىرود جمله فعل بندگان است و هيچ فعل خداى تعالى نيست و خداى - عزّ و جلّ - ظلم نكند .
مسأله : اگر گويند نبوت چه باشد ؟
گوييم : نبوت آن باشد كه بدانى كه محمد رسول خداست به حق به خلقان ، چنان كه گفت :
« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ »
« 1 » ؛ مىگويد نيست محمد الّا رسول . و جاى ديگر گفت :
« يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 2 » ؛ اين سوگند است كه ياد مىكند و مىگويد كه اى سيد ! به حق اين قرآن محكم كه تو از جملهء فرستادگانى و رسولانى به حق به راه راست . پس بدين آيتها درست شد كه محمد - عليه الصّلاة و السّلام - رسول خداست به حق به خلقان .
مسأله : اگر گويند كه امامت چه باشد ؟
گوييم : امامت آن باشد كه بدانى بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، امير المؤمنين على بن ابى طالب امام به حق بود ، و وصى مصطفى بود به قول خدا و رسول ، چنان كه گفت :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
« 3 » ؛ يعنى بدرستى و راستى كه نيست ولى شما ، الّا خدا و رسول و آن كس كه نماز مىكرد و در حال ركوع انگشترى به درويش داد . و هيچ كس را از صحابه اتفاق نيفتاد ، الّا على را - صلّى اللّه عليه - . و در اين دعوى خلاف نيست .
و جاى ديگر فرمود :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
« 4 » ؛ يعنى اى رسول ! برسان امامت و رياست على را به امتان خويش . پس ، مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله - بدان منوالى « 5 » كه جبرئيل - عليه السّلام - اين آيت آورد ، دست امير المؤمنين على بن ابى طالب بگرفت و بر منبر شد و گفت : « يا ايّها النّاس من
هامش
( 1 ) . آل عمران / 144 .
( 2 ) . يس / 1 - 4 .
( 3 ) . مائده / 55 .
( 4 ) . مائده / 67 .
( 5 ) . اصل : منولى .