مسأله : اگر گويند توحيد چه باشد ؟
گوييم : توحيد آن باشد كه بدانى خداى تعالى يكى است بىضد و بىهمتا ، كسى به وى نماند و وى تعالى به كس نماند و او را مثل و مانند نيست و شنوا و بيناست ، چنان كه گفت :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
« 1 » .
و بدان كه خداى تعالى يكى است و دو نيست ، چنان كه در قرآن گفت :
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
« 2 » ؛ يعنى بگو اى محمد ! كه خداى تعالى يكى است . و جاى ديگر فرمود كه :
« أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ »
« 3 » ؛ يعنى بدرستى كه خداى شما يكى است .
و بدان كه خداى تعالى آفريدگار همه چيزهاست ، چنان كه گفت :
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
« 4 » . و خداى تعالى روزى دهندهء همهء جانوران است ، چنان كه گفت :
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ »
« 5 » .
مسأله : اگر گويند كه عدل چه باشد ؟
گوييم : عدل آن باشد كه بدانى خداى تعالى عادل و حكيم است و غايب نيست ، چنان كه گفت :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
« 6 » ؛ يعنى خداى تعالى حكيم است و حكم نكند ، الّا به نيكى و عدل .
و بدان كه خداى تعالى ظلم نكند بر آدميان ، و ليكن آدميان ظلم كنند بر نفسهاى خويش و خداى تعالى نفرمايد . و رضائه نيست به ظلم ، چنان كه در قرآن گفت :
« وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ »
« 7 » ؛ يعنى خداى تعالى مريد ظلم نيست از هيچ كس . و جاى ديگر مىگويد :
« وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ »
« 8 » ؛ يعنى خداى تعالى راضى نيست به كفر آدميان . پس درست شد كه خداى تعالى عادل است و غايب نيست ؛ يعنى كار همه به حكمت كند و
هامش
( 1 ) . شورى / 11 .
( 2 ) . اخلاص / 1 .
( 3 ) . كهف / 110 .
( 4 ) . زمر / 62 .
( 5 ) . ذاريات / 58 .
( 6 ) . نحل / 90 .
( 7 ) . مؤمن / 31 .
( 8 ) . زمر / 7 .