مكانى دارى . عابد گفت : خوب بودى « 1 » اگر خداى را خرى مىبود كه « 2 » در اين مكان رعايت كردمى « 3 » و آب و علف به اين خوبى ضايع نگشتى . فرشته از روى كنايه گفت :
مگر خدا خر ندارد « 4 » و عروج نمود . خطاب آمد كه ثواب عبادت به قدر عقل باشد » .
و ايضا مروى است كه : « دو ركعت نماز عالم بهتر است از هزار ركعت نماز عابد » و از اين قبيل اخبار بسيار وارد شده « 5 » .
پس هرگاه اصل علم بهتر و شريفتر باشد از اخلاق و اعمال ، و « 6 » و اين قسم علم ، حاصل از تفكّر و تدبّر در همه انواع و بواطن موجودات ، معلوم شد كه افضل است از ساير اقسام علم ؛ و معرفت اخلاق و صفات نيز اشرف و افضل است از علم به افعال و اعمال ، چنان كه خودشان از خودشان ؛ پس ثابت شد به فضل الهى كه اين دو قسم دين مبين ، كه حقيقت حكمت نظرى و عملى است ، افضل و اشرف است « 7 » از قسم ديگر دين و از همه صنايع علمى « 8 » ؛ و الحمد لله كما هو اهله .
فصل سيّم « 9 » در ذكر سؤال چند ، كه در اين مقام كنند « 10 » ؛ و جواب آنها كه اينان گويند
سؤال اوّل اينكه : « چون تواند بود كه حكمت جزء دين « 11 » باشد و حال آنكه « 12 » اين صناعت مقدّم است بر حدوث دين ، و صاحبانش جمعىاند غير نبيّين ؟ » .
و جواب آنها اين است كه : دو قسم اوّل دين كه اعتقادات و اخلاق است ، چون متعلّقند به كليّات و امور « 13 » ثابتهء عالم ، كه به حسب زمانها و عادتهاى مردم مختلف
هامش
( 1 ) . الف : « بود » .
( 2 ) . ب : « كه » ندارد .
( 3 ) . الف : « در اين مكان چرا مىكرد » .
( 4 ) . الف : « خدا را خر ندارد » .
( 5 ) . ب : « روايت شده » .
( 6 ) . ب : « و » ندارد .
( 7 ) . الف : « است » ندارد .
( 8 ) . ب : « عملى » .
( 9 ) . ب : « فصل سيّم » ندارد .
( 10 ) . ب : « در اين مقام ايشان كنند » .
( 11 ) . الف : « تواند بود كه جزو دين » .
( 12 ) . ب : « اينكه » .
( 13 ) . الف : « كليّات امور » .