حاصل شود به قدر تفاوت آنها بهتر و بيشتر خواهد بود .
مثلا هرگاه كسى صاحب انواع فنون علم مثل نحو يا « 1 » صرف و معانى و فقه و كلام و نجوم و ساير علوم جليله ، و صاحب صلاح و تقوا و عبادت و اخلاق جميله ، و صاحب شعر و خط و انشا و ساير فضايل جزئيّه و كمالات عرفيّه ، و در همهء اينها سر آمد و يگانه باشد ، و كسى او را به همهء اين اوصاف اشرف شناسد ، و اين كس ، خود نيز در اين صنايع ماهر و حاذق بود و از روى دقّت نظر در معرفت او تأمّل و تدبّر كند ، علم و معرفت اين شخص به حال آن كس به مراتب بىنهايت بهتر « 2 » و بيشتر خواهد بود از كسى كه بىاين شروط مذكوره او را شناسد .
پس هرگاه از « 3 » روى عقل و دقّت نظر و امعان فكر در ظواهر و بواطن و حقايق و لواحق و توابع و منافع همهء انواع و اصناف عالم ، از كلّى و جزئى ، و علوى و سفلى ، و روحانى و جسمانى ، تدبّر و تأمّل « 4 » كند « 5 » ، ظاهر و باهر است كه علم و معرفت او به قدرت و حكمت و عظمت و سلطان وجود و احسان و ساير نعوت جماليه و جلاليهء نامتناهى جناب اقدس الهى به مراتب از حدّ ، برون « 6 » و از عدّ « 7 » ، افزون ، بهتر و بيشتر است از معرفت ساير مردم كه به محض شنيد ، و به تقليد « 8 » ، يا به مشاهدهء بعضى از آثار قدرت ، و رشحى از بحار رحمت ، اكتفا كنند .
همين يك نوع از انواع حيوان يا نبات كه سهلترين انواع و اصناف جنس خود باشد ، اگر كسى همين ظاهر او را بيند و داند كه خالق « 9 » دارد و ديگرى تفكّر در همهء اعضاى ظاهر و احشاى باطن ، و قوا و آلات تغذيه و تنميه و توليد ، و اسباب و ادوات ادراك و احساس ، و منافع و فوايد هر كدام ، و صنوف تقديرات شريفه و تدبيرات لطيفه در « 10 » تركيب و التيام ميان ايشان ، كه دقيقترين عقول در ادراك آن
هامش
( 1 ) . ب : « و » .
( 2 ) . ب : « و بهتر » .
( 3 ) . ب : « هرگاه كسى كه از » .
( 4 ) . ب : « جسمانى همه تأمّل و تدبّر » .
( 5 ) . الف : « كنند » .
( 6 ) . ب : « بيرون » .
( 7 ) . ب : « عدد » .
( 8 ) . ب : « شنيدن و تقليد » .
( 9 ) . ب : « خالقى » .
( 10 ) . الف : « و » .