از فخر و نسيب و مدح و رثاء دست داشته « 1 » اشعار پارسى و تازى بسيار گفته ، ديوان عربى او در روزگار خودش معروف بوده است . با آنكه شعر ناصر همه بيت الغزل معرفت است ، كمتر فضل وى شعر است .
ديوان ناصر خسرو دريايى است مواج كه از هر موجش گوهرى بدست مىآيد و مشتمل بر 11047 بيت از قصيده و قطعه و رباعى بسبك خراسانى و نزديك
هامش
( 1 ) ناصر از خردسالى ذوق شعر داشته ، سالى چند در جوانى عشقورزى و مىگسارى و هزل گويى كرده ، بدربار ملوك و مجلس امراء و صدور به خدمت و مديحهخوانى ميرفته و از ايشان كه كالاى فضل و ادب را بطوع و طبع خريدار بودند صله و نواخت مىيافته ، برخى از قصائد « كسائى » را جواب ميگفته . بعدها كه از درس و بحث فراغتى حاصل كرده گوهرهاى آبدار كه در خزانهء خاطر داشته برشتهء نظم كشيده است .
حكيم ابو الحسن مجد الدين كسائى مروزى از شعراء روزگار سامانيان و حكماء استان خراسان است كه صدر دولت غزنويان را نيز ادراك كرده است ، تذكرهنويسان او را بشعر و حكمت هر دو ستودهاند .
كسائى بسال 341 هجرى در مروشاهجان زاد ، در روزگار جوانى از خراسان بتركستان شد ، سالها در « بخارا » كه پايتخت سامانيان بود زيست و از خواجه ابو الحسن عتبى وزير نوح بن منصور نوازشها ديد :بوقت دولت سامانيان و بلعميان * چنين نبود جهان با نهاد و سامان بودكسائى بدربار غزنين هم رفته و از سلطان يمين الدوله ابو القاسم محمود اكرام و انعام يافته ، خطاب بپادشاه غزنوى گفته است :گفت گويى كه كان گوهرستى * كزو دائم كنى گوهرفشانىكسائى عمرى دراز يافته ، دور نيست تا روزگار جوانى و بلند گشتن آوازهء حكيم ناصر خسرو زيسته باشد . تقى الدين اوحدى كاشانى مىگويد : كسائى اين چكامه را سرود و بخراسان نزد آن حكيم فرستاد :جان و خرد رونده برين چرخ اخضرند * يا هر دوان نهفته درين گوى اعبرندناصر خسرو به همان وزن و روى بپرسش او پاسخ داد :بالاى هفت چرخ مدور دو گوهرند * كز نور هر دو عالم و آدم منورند