مرا بىتو دگرگون است احوال * اگر تو نيستى بىمن دگرگون
زكريا بن محمد قزوينى ، در آثار البلاد ، دره و قصبهء يمكان را وصف مىكند و ابنيهيى در آنجا بناصر نسبت ميدهد و شرحى از گرمابههاى شگفتانگيزى كه حكيم در يمكان پىافكنده و تا روزگار قزوينى بجاى بوده است مىنويسد .
ناصر خسرو در يمكان پيروانى داشته كه ستارهء روشن ايشان بوده و هر روز درى از معرفت بر روى ايشان مىگشوده است :
اهل غار پيمبرند همه * هر كه با ناصر اندرين غار است
بس است فخر ترا اينكه بر رمهء ايزد * بسان موسى سالار و سر شبان شدهيى
ناصر در اشعارش بكشيدگى قامت و تنومندى در جوانى و لاغرى و شكستگى در پيرى و گيسوان سپيد دراز و دستار كلان خود اشاره مىكند :
مويم چنين سپيد ز گرد سپاه شد * كامد سپاه دهر سوى كارزار من
در تاريخ گذشته شدن ناصر خسرو خلاف كردهاند . آقاى تقىزاده سال 481 را كه حاج خليفه در تقويم التواريخ نبشته اقرب بصواب دانسته و گفتهء حمد اللّه بن ابى بكر مستوفى قزوينى را كه ناصر نزديك سد سال عمر كرده است رد نمىكند .
كالبد ناصر در درهء يمكان به خاك سپرده شد و گورش زيارتگاه شيعهء اسماعيليهء بدخشان و هندوستان است .
اين قطعه منسوبست بخواجهء فاضل سعيد بن خسرو كه در رثاء برادرش ناصر سروده است :