طويت بلاد اللّه علمت حكمة * و صيرت بين الناس قرما ممجدا
ظفرت معالى الامر قسرا و قدرة * و سخرت ارواح السماء مقيدا
تحليت بالتقوى و ما يعترى بها * و رقيت معراج السلاطين تعتدى
ملأت الدنا بالمدح و الذم شاهدا « 1 » * و صادفت مأمون البرية سرمدا
فأسكنت غور الغار غير مغاير * سوى رحمة اللّه الكريم مقيدا
در يمكان ، كه آن را زندان ميخواند ، از تأثر غربت و دور افتادن از دار و ديار خويش و تنهايى و بىمونسى و بىيارى مىنالد :
آزرده كرد كربت غربت جگر مرا * گويى زبون نيافت ز گيتى مگر مرا
* * *
آثار ناصر خسرو كه در دست است
خواجه حميد الدين ابو معين ناصر خسرو يكى از نوابغى است كه خاك ايران پرورانيده ، در آن واحد متكلمى بليغ و حكيمى متأله و شاعرى استاد و نويسندهيى بزرگ است . نظمى رائق و نثرى فصيح دارد . جمع بين اللسان و القلم و بين النثر و النظم و بين الرأى و الادب . و در علوم شرعيه تبحرى بسزا داشته .
ناصر را نظما و نثرا تصنيفات و تأليفات است و دربارهء كثرت آثار خود گفته :
منگر به اين ضعيف تنم زان كه در سخن * زين چرخ پرستاره فزونست اثر مرا
ناصر خسرو ملك الكلام و شاعرى ذو اللسانين است . در تمام فنون شعر
هامش
( 1 ) دنا بمعنى « دنيا » است .