بحقيقت گفت اگر بمجاز » يعنى اين اشعار از او سر زده امّا آيا در اين شعرها او راه حقيقت مطلب را پيموده يا از راه مكر و حيله و تزوير تظاهر بيان مدايح نموده و در باطن به غير اين مدايح در حقّ اهل بيت معتقد بوده است ، طالب بحث از اين موضوع بتفصيل بموارد ذكر آن در ساير كتب مراجعه كند زيرا اين مقام بيشتر از بيانات مذكوره را مقتضى نيست .
امّا اشعار حسّان در روز غدير شايد مانند خود حديث غدير متواتر باشد منتها اگر سخنى در آنها باشد در لفظ و عدد ابيات و كمّيّت و كيفيّت و تقديم و تأخير برخى از آنها بر برخى ديگر است و الّا اصل موضوع قابل انكار نيست طالب تحقيق اين مطلب بموارد آن از قبيل كتب مربوطه بموضوع امامت مانند تاسع بحار ، و غاية المرام ، و جلد غدير عبقات ، و كتبى كه در اين رديف است مراجعه كند و بنابر نقل سليم بن قيس هلالى در اصل خود طبق نقلى كه علّامهء مجلسى ( ره ) در تاسع بحار در باب حديث غدير ( ص 322 چاپ أمين الضرب ) كرده است ابيات ذيل از اشعار حسّان است در روز غدير :
« ألم تعلموا أنّ النبي محمّدا * لدى دوح خمّ حين قام مناديا »
« و قد جاءه جبريل من عند ربّه * بأنّك معصوم فلاتك وانيا »
« و بلّغهم ما أنزل اللّه ربّهم * و ان أنت لم تفعل و حاذرت باغيا »
« عليك فما بلّغتهم عن إلههم * رسالته ان كنت تخشى الأعاديا »
« فقام به اذ ذاك رافع كفّه * بيمنى يديه معلن الصوت عاليا »
« فقال لهم : من كنت مولاه منكم * و كان لقولي حافظا ليس ناسيا »
« فمولاه من بعدي علي و إنّني * به لكم دون البريّة راضيا »
« فياربّ من والى عليّا فواله * و كن للذي عادى عليّا معاديا »
« و يا ربّ فانصر ناصريه لنصرهم * امام الهدى كالبدر يجلو الدياجيا »
« و يا ربّ فاخذل خاذليه و كن لهم * اذا وقفوا يوم الحساب مكافيا »
نگارنده گويد : طالب تفصيل و بسط بيشتر در احوال و اشعار حسّان بن ثابت بكتاب « الغدير » تأليف امينى ( ره ) رجوع كند ( ج 2 ؛ ص 35 - 65 ) .