تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
پيش روى تو بانگ او گوئى * مىكند عندليب خطبهء ورد
دولت تو كجا كند خامى * طبع آتش چگونه باشد سرد
تيره شد روز دشمن از جاهت * چون بجنبد سپه بخيزد گرد
چه شناسد عدو لطافت و خشم * چه خبر مرده را ز راحت و درد
جفت شادى شود همى دل من * بهر اين بيت همچو گوهر فرد
تاج آزادگان أمير حسين * كه ندارد نظير در كونين
اى سراى تو آسمان كردار * پيشكاران تو كواكب‌وار
بر سرت اختران سعد نماى « 1 » * بر درت مهتران « 2 » دولتيار
تا قوامى به خدمت تو رسيد * از يكى شد به صد هزار هزار
سايهء تو فتاد بر سر من * تا مرا كرد آفتاب تبار
مر ترا شاعر و نديم بسيست * جلد در فضل و چابك اندركار
ليك زيشان همه به حضرت تو * من و با أحمديم خدمتگار
دهخداى أجل « 3 » رشيد الملك * بوده با ما بحكمت اندر غار
من در آن بند نيستم كه مرا * خلعت امسال به بود يا پار
خلعت تو مرا « 4 » نه امروزست * كز پى خدمت تو ايزد بار
روز اوّل كه آفريد مرا * تن من جبّه كرد و سر دستار
هست بيتى خوش اندرين ترجيع * باز گويم چو بشنوى زهزار « 5 »
تاج آزادگان امير حسين * كه ندارد نظير در كونين
طالب باقى ترجيع‌بند بديوان قوامى مراجعه كند .
هامش
( 1 ) - در اين شعر تلميح است به پدر ممدوح كه نامش أبو سعد بوده است . ( 2 ) - نص : « مهربان » . ( 3 ) - مخفف أجل ( بتشديد لام ) است . ( 4 ) - كذا صريحا و با تدبر در بيت تالى معنى آن واضح مىشود . ( 5 ) - كذا صريحا .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 799 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث