گاه عدل اندر ولايت گرگ را * از كنار ميش بالين كردهاى
زان شبه سر كهربا اندام كلك * عقل را دست گهرچين كردهاى
زان سيه رويان خط برنامهها * شهربند هندوان چين كردهاى
اختيار كعبه كرده « 1 » سخت نيك * بختيارى كاختيار اين كردهاى
چون توانى شد بكعبه كز سخا * كعبهء عالم ورامين كردهاى
شعر من جان سنائى تازه كرد * تا مرا از فضل تلقين كردهاى
با « 2 » قوامى هرچه اندر رى كنى * با سنائى آن بغزنين كردهاى
از بيت اخير يعنى بيت يازدهم استفاده مىشود كه حسين ورامينى - رحمة اللّه عليه - بغزنين رفته و حكيم سنانى را نيز مشمول عواطف و مراحم و مغمور انعام و احسان خود گردانيده است ليكن من تاكنون اين مطلب را در غير اين مورد نديدهام .
طالب همهء ابيات رجوع كند بديوان قوامى ( ص 17 - 20 ) .
و نيز قوامى ترجيعبندى در مدح حسين ورامينى دارد كه مشتمل بر يكصد و و شانزده بيت است اندكى از آن را در اينجا نقل مىكنيم و ابيات چنين آغاز مىشود ( ص 7 - 12 ) :
« [ ترجيعبنديست در مدح معمار الحرمين منتجب الدين حسين بن أبى سعد ورامينى رحمه اللّه ]
[ 116 بيت ]
آتش عشق آفتى عجب است * عشق را أوّلين نظر سبب است
دل عاشق به زير حقّهء عشق * همچو مهره بدست بو العجب است
روز و شب آرزوى معشوقان * از پس يكدگر چو روز و شب است
آنچه خاص منست لا تسأل * كه از آن سرو قدّ نوش لب است
دلبرى خوش لبى نگارينى * كادمى خلقت و پرى نسب است
هامش
( 1 ) - كذا صريحا ؛ پس بايد مخفف « كردهء كردهاى » دانست و يا گفت كه : صحيح « كردى » است و متن مصحف است .
( 2 ) - نص : « يا » .