دعويدار ( ره ) در قم كه مقرّ دائمى وى بوده سكونت و توطّن داشته است و اللّه العالم بحقيقة الحال .
5 - محتمل است كه مراد از « عميد بركهء رازى » يا از « عميد بو الوفاء » ( مذكور در ص 221 ) همان شخص باشد كه مرحوم اقبال در كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » بترجمهء او پرداخته بر اين وجه ( ص 101 - 102 ) :
عميد الدوله جمشيد بن بهمنيار وزير فارس ( كه در 476 كور شد )
يكى از وزراى زيردست سيّد الرؤسا نايب و پسر كمال الدوله ابو رضا ؛ مردى بود كه سابقا در خدمت امير فارس وزارت ميكرد و عميد الدولة بن بهمنيار نام داشت . اين شخص كه مردى كاردان و صاحب همّت بود با سيّد الرؤسا دست يكى كرد و چون سيّد الرؤسا به شرحى كه در احوال او گذشت در سال 476 در توطئهاى بر ضدّ خواجه پيش سلطان فيروز نيامد و كور شد عميد الدوله نيز عين اين سرنوشت را پيدا كرد ( عماد كاتب ص 65 ) .
از احوال اين عميد الدوله بيش از اين اطّلاعى در دست نيست ليكن گويندهء نامى از معاصرين او يعنى امير الشعراء معزّى و ابو المظّفر أبيوردى به دو قصيده او را مدح گفتهاند ، قصيدهء معزّى راجع است بايّام وزارت او در اصفهان و فارس ، و قصيدهء ابيوردى بعد از كور شدن او در 476 سروده شده ، در قصيدهء معزّى نام او جمشيد آمده و در عنوان قصيدهء ابيوردى هم اين اسم به شكل جهنشياد ( ؟ ) كه ظاهرا تحريف جمشاد شكل ديگر جمشيد است طبع شده ، قصيدهء معزّى چنين شروع مىشود :
جمشاد شكل ديگر جمشيد است طبع شده ، قصيدهء معزّى چنين شروع مىشود :
برآمد ساج گون ابرى زروى ساج گون دريا * بخار مركز خاكى نقاب قبهء خضرا
. . .
نمايد تيره و گريان ز بيم باد نوروزى * چو چشم دشمن دولت ز بيم خشم مولانا
عميد دولت عالى و جمشيد قوى دولت * هنرمندى كزو نازند اصل « 1 » آدم و حوّا
. . .
هامش
( 1 ) - ظ : « نسل » .