تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
از وزارت خود سمت وزارت تاج الدين خاتون سفريّه مادر سلطان سنجر و محمّد را كه بسال 515 فوت كرده داشته است چنان كه گويد : . . .
بذات خويش مر او را شرف نبود و خطر * به خدمت شرف الدين شريف گشت و خطير
وجيه ملك جمال كفاة بو طاهر * كه يافت در نظر از عين جوهر تطهير
ستوده سعد على مهترى كه سعد علوّ * نصيب دولت او كرد كردگار نصير
. . .
خدايگان عجم را و صدر عالم را * بفرّخى و سعادت بقاى تست مشير
ز شه سه فايده مخدوم حاصل است ترا * رضاى مجلس خاتون و شكر شاه و وزير
( تا آخر قصيده ) . ايضا در قصيده‌اى ديگر گويد :
پيرى و كار عشق طريقى ستوده نيست * نپسندد اين طريق ز من سيّد زمن
پشت شريعت و شرف دين مصطفى * مهر ولى فروز و سپهر عدو شكن
بو طاهر مطهّر و مخدوم روزگار * سعد علىّ عيسى و خورشيد انجمن
. . .
بادند راضى از تو به دنيا و آخرت * شش تن گزيدگان خلايق ز مرد و زن
در دهر شاه سنجر و خاتون و صدر دين * در آخرت محمّد و زهرا و بو الحسن
( تا آخر قصيده ) و از اين دو قصيده معلوم مىشود كه او سمت مشيرى و يا نيابت در دستگاه خواجه صدر الدين محمّد وزير نيز داشته . ايضا گويد در قصيده‌اى ديگر :
گفتم ضمير من شجر باغ حكمت است * گفتا شده است باغ مزيّن بدين شجر
گفتم كه اين شجر همه ساله ثمر دهد * گفتا مدايح شرف الدين دهد ثمر
گفتم وجيه ملك پسنديدهء ملوك * گفتا كه فخر دولت و پيرايهء بشر
گفتم سپهر سعد و علوّ سعد بن على * گفتا سر سعادت و سرمايهء ظفر
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 736 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث