تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام در ايران و جهان — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
ايشان را به حدوث انواع گياهان و اصناف جانوران ، با وجود اشتراك همه در طبايع و تأثيرات افلاك ، باطل ساخت ، و اين دلالت بر وجود قادر مىكند ؛ ( سوّم ) كسانى بودند كه با وجود خدا براى او شريكى اثبات كردند . و اين شريك يا علوى ( آسمانى ) بود يا سفلى ( زمينى ) . امّا شريك علوى مانند اين بود كه اختران را در اين عالم كارگر مىپنداشتند ، و خداى تعالى آن را به دليل ابراهيم خليل در گفتار خويش
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ »
( انعام ، 6 / آيهء 76 ) باطل ساخت ، و امّا شريك سفلى چنين بود كه ترسايان به خداوندى مسيح و بت‌پرستان به خداوندى بتان مىگفتند ، و خداى تعالى دلايل بسيارى بر فساد گفتار ايشان ياد كرد ؛ ( چهارم ) كسانى بودند كه در نبوّت ( پيامبرى ) طعن كردند و آنان دو گروه بودند : يك گروه كسانى كه در اصل پيامبرى طعن كردند ، و آنان كسانى بودند كه خدا از ايشان حكايت كرد
« أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا »
( اسراء ، 17 / آيهء 94 ) ؛ گروهى ديگر اصل نبوّت را مسلّم داشتند و در نبوّت حضرت محمّد ( ص ) طعن مىكردند ، و آنان جهودان و ترسايان بودند ، و قرآن آكنده از ردّ بر ايشان است . و طعن ايشان از چند جهت بود : گاه به طعن در قرآن بود و خدا ايشان را به گفتار خود
« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً »
( بقره ، 2 / آيهء 26 ) پاسخ داد ؛ و گاه به التماس دلايل ديگر ، چنان كه گفتند :
« وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً »
( اسراء ، 17 / آيهء 90 ) ، و گاه به اينكه گفتند اين قرآن نجم نجم « 1 » فرود مىآيد ، و اين مايهء راه يافتن تهمت به اوست . پس خداى تعالى از آن تهمت چنين جواب گفت كه
« كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ »
( فرقان ، 25 / آيهء 32 ) ؛ ( پنجم ) كسانى كه در حشر و نشر پيكار در پيوستند ، و خداى تعالى بر صحّت آن و باطل ساختن گفتار منكران انواع بسيارى از دلايل ايراد كرد ؛ ( ششم ) كسانى كه در تكليف طعن كردند زمانى به اينكه در آن فايده‌يى نيست ، و خدا از آن چنين جواب داد كه
« إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها »
( اسراء ، 17 / آيهء 7 ) ، و گاه به اينكه درست جبر است و آن نيز منافى تكليف است ، و خداى تعالى از آن بدين گونه جواب داد كه
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ »
( انبياء ، 21 / آيهء 23 ) . و ما در اين مقام به همين اشارات اندك بسنده مىكنيم ، زيرا استقصاى آنها در همهء اين كتاب ياد شده است . و چون ثابت شد كه اين پيشه « 2 » ، پيشهء همهء پيامبران و فرستادگان بوده در مىيابيم كه طعن كنندهء در آن يا كافر است يا جاهل . * * * - ( مقام دوم ) در بيان اين حقيقت است كه تحصيل اين علم از واجبات است ، و
هامش
( 1 ) . نجم نجم - بخش بخش ، پاره پاره . ( 2 ) . مقصود از « پيشه » ، يعنى پرداختن به « علم اصول دين » يا « علم كلام » يا « علم نظر » است .
تاريخ علم كلام در ايران و جهان — صفحة 17 | على اصغر حلبي