تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام در ايران و جهان — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
مىخواند و پيوسته مىگويد
« أَ فَلا يَعْقِلُونَ »
،
« أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ »
،
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ »
،
« أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ »
و . . . ، و « تفكّر ساعتى را از عبادت هفتاد سال برتر » مىشمارد ، و « طلب علم را از گهواره تا گور » فرمان مىدهد ، چرا متفكّران و انديشمندان در طول تاريخ اسلام مورد ضرب و شتم و ردّ و تكفير مسلمانان و به ويژه برخى از عالمان دين قرار گرفته‌اند . حتى كسانى هم كه در فقه و علوم نقلى مهارت كامل و در تقوى و پارسايى نيز شهرت كافى داشتند ، اگر چند صباحى هم حكمت و علم نظر خوانده بودند ، مورد بىمهرى قرار مىگرفتند ، و با عباراتى از اين قبيل كه « خدايش بيامرزاد » « خدايش از گناهان درگذرد » ، از او ياد مىكردند ! ابن خلّكان در شرح حال كمال الدّين بن يونس موصلى ( فت ، 639 ه . ق . ) فقيه ، متكلّم و متفلسف سدهء هفتم هجرى مىگويد : « شيخ ابن يونس كه خدايش بيامرزاد در دين خود متّهم بود ، زيرا مباحث علوم عقلى در سخنان او غالب بود ! » « 1 » دليل اين مطلب ، همين فرق ميان فلسفه و كلام است . چه در دين ، تفكّر حدّ و مرزى دارد ، اگر از آن مرز بگذرد ، جايز نيست و به نظر اهل دين چنين تفكّرى جز گمراهى نتيجه‌يى نمىدهد . كلام خدمتگزار ديانت است و تا جايى كه ديانت اجازه مىدهد مجال پيشروى دارد . مثلا در كتب دينى و مأثورات نبوى احاديثى از اين دست فراوان به چشم مىخورد كه « تفكّروا فى خلق اللّه و لا تفكّروا فى اللّه فتهلكوا » ، يا « تفكّروا فى الخلق و لا تتفكّروا فى الخالق » و يا « تفكّروا فى آلاء اللّه و لا تفكّروا فى ذات اللّه » « 2 » يعنى درباره نعمت‌هاى خدا و مخلوقات خدا بحث و تفكّر بكنيد ولى در ذات خدا و ماهيّت او بحث و انديشه مكنيد زيرا كه اگر بكنيد هلاك مىشويد . به نظر متكلّم انديشه در فراسوى آلاء و مخلوقات خدا كارى عبث است و به جايى نمىرسد زيرا به قول شاعر ، حكيم به عقل مىنازد ولى به فكرت و عقل اين راه طىّ نمىشود :
مخوان ز ديرم به كعبه زاهد * كه برده از كف دلِ من آنجا
به ناله مطرب به عشوه ساقى * به خنده ساغر به گريه مينا
به عقل نازى حكيم تا كى * به فكرت اين ره نمىشود طىّ
به كنه ذاتش خِرَد بَرَد پى * اگر رَسَد خَس به قعرِ دريا !
و اين معنى در اشعار شاعران متفكّر و بسيارى از عارفان بزرگ نيز تجلّى يافته است . اينك چند مثال . نظامى گويد ( خسرو و شيرين ، 4 ، وحيد ) :
هامش
( 1 ) . وفيات ، 2 / 259 ، چاپ تهران « كان الشيخ [ ابن يونس ، كمال الدّين ] سامحه اللّه يتّهم فى دينه ، لكون العلوم العقليّة غالبة عليه . . . » ، نيز سبكى ، طبقات الشافعيّه ، 8 / 386 . ( 2 ) . سيوطى ، جامع الصغير ، 1 / 237 ؛ ثعلبى ، قصص الانبياء ، 1 / 179 ، چاپ مصر .
تاريخ علم كلام در ايران و جهان — صفحة 8 | على اصغر حلبي