به نام خداى بخشندهء مهربان
پيشگفتار
آنچه در اين صفحات به عنوان تاريخ علم كلام در ايران و جهان اسلام آمده يادداشتها و بحثهايى است كه اين ضعيف براى فهميدن و فهماندن كتاب باب الحادى عشر نوشتهء علّامهء حلّىّ ( وفات 728 ه . ق . ) در ضمن تدريس چندينساله فراهم آوردهام . چون به تجربه دريافتهام كه بدون دانستن اين مقدّمات ، هيچ كتاب كلامى ، بويژه باب الحادى عشر و شرح مندمج « 1 » و نسبة دشوار فاضل مقداد ( وفات ، 826 ه . ق . ) را بر آن نمىتوان فهميد . اميدوارم اين انديشه و كارى كه به دنبال پديد آمدن آن انديشه صورت دادهام مفيد باشد ، و زيانى به كسى يا جايى نرساند چون در اين رشته ، به زبان فارسى ، و به بيان امروز فارسى ، چيزى در دسترس نيست و يكى دو كتابى كه توسّط مرحوم صفائى و شبلى نعمانى ( ترجمهء فخر داعى ) نوشته شده ناقص مانده و نياز خوانندگان ، بويژه دانشجويان را بر نمىآورد . البتّه از نقائص كار و كاستىهاى آن و از بضاعت مزجاة و پياده بودن خود در دانش واقف هستم . ان شاء اللّه ، دانشمندان والامقام كشور ، در اين باب حقّ مطلب را ادا خواهند كرد ، و كارهاى عالمانه و بىنقص بوجود خواهند آورد . قصد اين ضعيف تنها اين بوده است كه اين متن معروف را ، كه سابقا بدرس خواندهام ، نخست خود بفهمم و آنگاه - اگر بتوانم - براى ديگران بفهمانم .
بخش دوم اين كتاب نيز ، همان كتاب باب الحادى عشر و شرح فاضل مقداد است كه متن آن ، همراه با ترجمه و شرح مشكلات آمده است ، و همراه با اين كتاب به مطبعه سپرده شده است ، و دربارهء آن كتاب آنچه لازم مىنموده در مقدّمهء آن كتاب آورده است .
* * * نويسنده ، خود معترف است كه كتابش نقصهاى فراوان دارد ، ولى چيزى در اين جهان بىعيب است ؟ « فكر معقول بفرما گل بىخار كجاست ؟ » :
اگر عيشى است صد تيمار « 2 » با او است * و گر برگِ گُلى صد خار با اوست « 3 »
ياقوت حموى دربارهء ابو نصر اسماعيل جوهرى ( وفات ، 398 ه . ق . ) صاحب صحاح ، بحثى عالمانه كرده و گفته است : « در زبان تازى كمتر كتابى به پاى اين تأليف مىرسد ، ولى برخى از اهل لغت او را قدح كرده و بر كتاب او عيب گرفتهاند و ليكن كيست كه هرگز كار ضعيف و بد
هامش
( 1 ) . مندمج - درهم رفته و پيچيده .
( 2 ) . تيمار - انديشه و غم .
( 3 ) . نظامى ، خسرو شيرين ، 432 ، وحيد .