بيا اى سالك راه شريعت !
4 / 36
بيا ساقى و جام ياقوت را
4 / 18
پس عدم گردم ، عدم چون ارغنون
97
تا سليمان وار باشد حيدر اندر صدر ملك
3 / 310
تجلى لي المحبوب في كلّ وجهة
164
تخيّر خليطا من فعالك إنّما
5 / 339
تمام عمر با اسلام در دادوستد بودم
43
جمله از بهر قال و قيل آمد
126
چو اين فيروزه بنيان گشت روحافزا
5 / 32
چو اين نظم را نيست نام و نشان
18
چون نكرى ناله در فصل بهار
2 / 43
چه روىها كه برافروخته است در كشمير
211
حكيم فلسفى آن كور نادان
8 / 125
ختم رسل سيد انس و پرى
2 / 28
خدايا زاهد از تو حور مىخواهد ، قصورش بين
417
خواهشى اندر جهان هر خواهشى را در پى است
134 ، 448
خود آن كس كه ز شهر آشنايى است
45
داغ او برتر از جبين من است
2 / 27
در اين ورطه كشتى فرو شد هزار
157 ، 292
در سفر گر روم ، بينى باختن
5 / 411
دل منزل ماست ، غير را راه مَده
2 / 177
دى با پسرى خوش به يكى باغ نشستم
183
ذات نايافته از هستى هستىبخش
154
رگ رگ است اين آب تلخ ، از آب شور
260
روا باشد أنا اللّه از درختى
162