( 1 ) تبرّك و تحفهء مؤمن مرگست ؛ يعنى بوقت مرگ از هر بلا و محنتى برهد و روى براحت و آسايش نهد ؛ قال اللَّه تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا : رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ
؛ فرود آيند بر ايشان فرشتگان يعنى در وقت مرگ مؤمن را شش چيز بود از خوشدلى .
اوّل - گويند كه : ترا غم گناهست مترس كه كفّارهء گناهان تو مرگست ؛
أَلَّا تَخافُوا .
دويّم - آنكه گويندش كه : ترا غم اهل و عيالست كه از پس تو زندگانى چون كنند ؟ و تيمارشان كه دارد ؟ اندوه مخوريد كه خداى تعالى ايشان را بدارد ؛
وَ لا تَحْزَنُوا .
سيّم - گويندش : اگر ميترسى كه از بهشت محروم مانى ؛
وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
.
چهارم - گويندش ؛ اگر ميترسى از تنهائى گور ؛
نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ
؛ يعنى مترس كه خداى تعالى در هر مرضى يار و ولىّ شماست .
پنجم - گويندش : شما راست در بهشت آنچه نفسهاى شما آرزو كند ، قال اللَّه تعالى :
وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ
.
ششم - گويندش : شما راست آنچه خواهيد و مؤمن را هيچ تحفهء بهتر ازين نباشد .
127 -
شرف المؤمن قيامه باللّيل و عزّه استغناؤه عن النّاس .
( 2 ) شرف مؤمن برخاستن است بشب ، و عزّتش بىنياز شدن از مردم ؛ يعنى هر كه نماز شب كند خداى تعالى ويرا دوست دارد و هيچ شرفى شريفتر از دوستى خدا نيست . و أمير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد كه : مستغنى شو از هر كس كه خواهى تا همسر او باشى ، و محتاج شو بهر كس كه خواهى تا أسير او باشى ، و نيكى