59 -
زناء « 1 » العيون النّظر
. ( 1 ) زناى چشم نگريدنست به حرام .
گفت در راه شرع پيغمبر * هست بيشك زناى چشم نظر
عيسى عليه السّلام گويد كه : بر شما باد كه چشمها از حرام نگه داريد كه آن نگريدن چشم مشتهى گردد و از آن فتنه خيزد . و خداى تعالى گفت با موسى : يا موسى حظيرة القدس كه بهترين جايگاهست در بهشت مأواى كسانيست كه چشمها از حرام نگه دارند ، و مال بسود ندهند ، و رشوت نستانند .
60 -
العمائم تيجان العرب .
( 2 ) عمامهها تاجهاى عرب است .
61 -
الحياء خير كلّه .
( 3 ) شرم نيك است همه .
سبب خير شد حيا يكسر * هست بر فرق دين حيا افسر
62 -
الحياء لا يأتى الّا بخير .
( 4 ) شرم نيايد الّا بنيكى .
جز نكوئى حيا نيارد پيش * شرم را ساز مقتدا در كيش
و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله گويد كه : شرم ايمانست ؛ يعنى با شرم بسبب شرم از فسق و دشنام و مفسده دور باشد ، و بىشرم چون كافر به هيچ فسقى باك نكند .
63 -
المسجد بيت كلّ تقىّ
. ( 5 ) مسجد خانهء هر پرهيزگاريست ؛ يعنى هر كه در مسجد شود بايد كه مقصودش عبادت بود و بسخن دنيا مشغول نگردد ، و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه :
هر كه بهر نماز قصد مسجد كند بهر گامى كه برگيرد در جريدهء اعمالش دو نيكى بنويسند تا آن وقت كه با خانه آيد .
هامش
( 1 ) در نسخهء ديگر : « زنا » ؛ و قصر و مدّ هر دو در اين كلمه جايزست .