در حال شفا يافت و بياراميد گلهء گوسفند به مزد بدادند ، جماعت اصحاب خواستند كه قسمت كنند خداوند افسون منع كرد و گفت : بيا تا بنزديك مصطفى عليه السّلام رويم آن كنيم كه رسول عليه السّلام فرمايد ، چون بنزديك رسول عليه السّلام رفتند و حال باز گفتند رسول عليه السّلام فرمود كه : قسمت كنيد و مرا نيز نصيبى دهيد .
اين خبر دليلست كه هر آنچه به مزد آموزيدن ستانند حلال باشد .
21 -
الدّعاء هو العبادة .
( 1 )
گفت خواجه عبادتست دعا * در دعا كوش در مقام صفا
دعاست كه عبادتست ؛ يعنى هر كه دعا كند بايد دعايش با تضرّع و زارى بود زيرا اصل هر عبادتى ترسكاريست .
22 -
الدّين شين الدّين .
( 2 )
اهل دين راست وام عيب تمام * هر كه را هست وام شد بدنام
يعنى وام عيب و عارست در دين . و مصطفى عليه السلام فرمود كه : عظيمترين گناهى از پس كبائر آنست كه بندهء از دنيا برود و بر گردنش وام باشد و چيزى از او بنماند كه بوام دهند . و پيغمبر عليه السّلام فرمود كه :
أعوذ باللَّه من الكفر و الدّين ؛
پس دين را با كفر برابر كرده ، و در عهد رسول عليه السّلام مردهء را بياوردند تا مصطفى عليه السّلام بر وى نماز كند رسول صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد كه : اين را هيچ قرضى هست ؟ - گفتند : بلى ، رسول بر وى نماز نكرد تا أمير المؤمنين علىّ را عليه السّلام ضمان كرد كه آن قرض وى باز دهد ، چون امير المؤمنين عليه السّلام ضامن شد رسول عليه السّلام بر وى نماز كرد .
23 -
التّدبير نصف العيش
. ( 3 )
نيمهء عيش مرد تدبيرست * گرچه « 1 » تدبير ضدّ تقديرست
تدبير كردن در آن چيز كه بدان زندگانى كند نيمهء معيشت است ؛ يعنى هر كه را
هامش
( 1 ) در اصل : « گرز » .