( 1 ) هر پادشاهى را جايگاهى « 1 » بود كه حرم وى بود و مردم بدان جايگاه نشوند از جهت پادشاه و تعظيمش كنند ، و « حماى خدا » آنست كه بر بنده حرام بكرده است ؛ هر بندهء كه خواهد كه تعظيم خدا كند از حرام باز ايستد .
729 -
إنّ لكلّ عابد شرّة ، و لكلّ شرّة فترة
. ( 2 ) هر عابد كه او نو در كار آيد او را سختيى است و آن جهد است و آن جهد سست وابود بروزگار « 2 » .
730 -
إنّ لكلّ قول مصداقا ، و لكلّ حقّ حقيقة .
( 3 ) هر سخنى را راستى هست ، و هر حقّى را حقيقتى هست .
731 -
إنّ لكلّ صائم دعوة مستجابة .
( 4 ) هر روزهدار كه روزه داشته باشد كه فرمان خداست دعاى او مستجاب بود بايد كه وقت آنكه روزه گشايد بگويد : يا واسع المغفرة اغفر لى .
732 -
إنّ لكلّ شيء معدنا ؛ و معدن التّقوى قلوب العارفين
. ( 5 ) هر چيزى را معدنى است كه او را آنجا يابند و معدن پرهيزگارى دل خداشناسان - است .
733 -
إنّ لكلّ شيء بابا ، و باب العبادة الصّيام
. ( 6 ) هر چيزى را دريست كه به دو در شوند ، و در همهء عبادتها روزه داشتن است .
734 -
إنّ لكلّ شيء قلبا ؛ و إنّ قلب القرآن يس .
( 7 ) هر چيزى را دليست و دل قرآن يس است ، پس هر مؤمنى كه اين بخواند
هامش
( 1 ) در نسخهء قديم و نسخهء آقاى حسين باستانى راد : « جاهى » ليكن نسخهء دانشگاه « جايگاهى » مطابق متن .
( 2 ) كذا در نسخ ؛ و ارباب تحقيق خودشان دقت فرمايند .