( 1 ) و بدان قدر كه مصيبت ببنده رسد خداى تعالى صبرش دهد ، و چون مصيبتى گران باشد صبر در خورد آن دهد .
708 -
إنّ أبرّ البرّ أن يصل الرّجل ودّ أبيه بعد أن توفّي الأب
. ( 2 ) و تمامتر همهء نيكوئيهاى مرد آن بود كه پيوندد با دوستان مخلص پدرش پس از مرگ پدرش ، و مرد مسلمان دوستى نكند الّا با مصلحان ؛ پس ايشان را نگاه بايد داشتن .
709 -
إنّ الشّيطان يجرى من ابن آدم مجرى الدّم .
( 3 ) شيطان همچون خون در تن آدمى مىشود يعنى نفس همه آن خواهد كه ديو خواهد و چنان كه خون ملازم آدمى است هواى نفس هم ملازم آدمى بود .
710 -
إنّ أشكر النّاس للَّه أشكرهم للنّاس .
( 4 ) آن بندهء كه شاكرتر بود خداى را آن بنده بود كه شاكرتر بود مردمان را يعنى چون با وى نعمتى كنند شكر نيكو كند .
711 -
إنّ إعطاء هذا المال فتنة و إمساكه فتنة .
( 5 ) آن را كه مال دادهاند و آن را كه ندادهاند فتنه و آزمايش است تا بنده بر دادن مال شاكر است يا نه ؟ و درويش بنا دادنش بر آن صابر است يا نه ؟ .
712 -
إنّ عذاب هذه الامّة جعل في دنياها .
( 6 ) عذاب اين امّت در دنيا كردهاند يعنى چون رنجى بديشان رسد و ايشان باز گردند از گناه و توبه كنند آن رنج بكفّارت گناهان كنند و با قيامت شوند رسته .
713 -
إنّ الرّجل ليحرم الرّزق بالذّنب يصيبه
. ( 7 ) بدرستى كه مرد محروم شود از روزى بشومى گناه كه بكند آن را .
714 -
إن من عباد اللَّه من لو أقسم على اللَّه لأبرّه
.
شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: محمد بن سلامة القضاعي
ص٣٥٩