الباب السابع
689 -
إنّ من البيان لسحرا .
( 1 ) از بيان بعضى است كه سحر است يعنى دروغ گويد و به خود حقّ نمايد .
و إنّ من الشّعر لحكما .
( 2 ) و از شعر بعضى حكمتست يعنى كه بشايد خواندن .
و إنّ من القول عيالا .
( 3 ) و از گفتن بعضى آنست كه عيالست يعنى سخنى كه و بال بود در دنيا و آخرت .
و إنّ من طلب العلم جهلا
. ( 4 ) و از طلب علم كردن بعضى از جهل است يعنى نه چنان طلب كنى كه بايد كردن ؛ تا بدينجا يك خبرست .
690 -
إنّ أمّتى أمّة مرحومة .
( 5 ) امّت من امّتى است مرحوم يعنى كه خداى تعالى ايشان را باز دارد از عذابهاى دنيا چون كپّى « 1 » و بوزنه كردن « 2 » و آنچه بدان ماند .
691 -
إنّ حسن العهد من الايمان .
( 6 ) نيكو عهدى از جملهء فعلهاى مؤمنانست .
هامش
( 1 ) « كپى » ميمون را گويند چنان كه صاحب نصاب گفته : « قرد كپى قضاعه سگ آبى » .
( 2 ) « بوزنه » مخفّف بوزينه است ؛ در برهان قاطع گفته : « بوزنه بضمّ اول و زاى فارسى و فتح ميمون را گويند و به عربى حمد و نه خوانند » .