نزديك با پيش ما آيند .
نبوّئهم أجداثهم و نأكل تراثهم كأنّنا مخلّدون بعدهم .
ايشان را در گورها مىنهيم و ميراثهاى ايشان ميخوريم پندارى كه از پس ايشان بخواهيم ماندن .
قد نسينا كلّ واعظة ، و أمنّا كلّ جائحة
. از ياد باز كرديم هر موعظتى را و هر پندى را و ايمن ببوديم از هر عذابى كه اصل وين ببرد اضافت با خود مىكند و مراد بدين شمار است يعنى شما را غافل مىبينم و عادت باشد كه واعظ چنين گويد .
طوبى لمن عمل بعلمه
« 1 » .
خنك آن كسى را كه كار كند بعلم خود .
طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس .
خنك آن مسلمانى را كه عيب خويشتن او را باز دارد و باز پوشاند از عيبهاى مردمان .
و أنفق من مال اكتسبه من غير معصية .
و بنفقه كند مالى كه بدست آورده باشد از وجه حلال و نه از وجه حرام نفقه كند .
و خالط اهل الفقه و الحكمة و جانب اهل الذّلّ و المعصية .
و آميزش كند يعنى صحبت كند با عالمان و دانايان و از ايشان فايده گيرد و حلال و حرام بداند و دورى كند از مردمانى كه خود را به جهت دنيا [ و گناه ] ذليل و خوار كرده باشند .
طوبى لمن ذلّت في نفسه و حسنت خليقته .
خنك آن بندهء را كه متكبّر نبود و نفس خود را ذليل داند و خوى خوش دارد .
هامش
( 1 ) اين حديث در نسخ مخطوطهء شهاب الاخبار بعد از خطبه و حديثى ديگر نقل شده است .