تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
چون وقت قيامت باشد نمانده باشد از فرزندان آدم الّا سرياجانى « 1 » مانند سرآمدهء خرما و جو و ايشان را نزديك خداى تعالى هيچ منزلتى نباشد زيرا كه خداى تعالى را ندانند . 437 - يبصر أحدكم القذى في عين أخيه ، و يدع الجذع في عينه . ( 1 ) يكى از شما خاشاك در چشم برادر مسلمان بيند و بهلد درخت كونه « 2 » در چشم خود ؛ يعنى وقت باشد كه شخص گناه برادر مؤمن ببيند و عيب وى كند و بتر از آن به خود كند و نبيند . 438 - كبرت خيانة أن تحدّث أخاك حديثا هو لك به مصدّق و أنت له كاذب . ( 2 ) بزرگ خيانتى باشد كه برادرى را سخنى گوئى و او ترا راستگوى دارد و تو ويرا دروغ گوئى ؛ يعنى سخت خيانتى بود آنكه تو با برادرى سخنى دروغ گوئى و او ترا راستگوى پندارد . 439 - كأنّ الحقّ فيها على غيرنا وجب ، و كأنّ الموت فيها على غيرنا كتب . ( 3 ) پندارى كه اين فرمانها بر جز از ما واجبست ، و پندارى كه مرگ بجز از ما نوشته شده است . ازينجا خطبهء رسول است ( ص ) كه بر پشت ناقه نشسته بود تا آنجا كه ميگويد : « و لم يعد الى بدعة » نيك باز گفت . أنس روايت مىكند از رسول عليه السّلام : و كأنّ الّذين نشيّع من الاموات سفر عمّا قليل الينا عائدون . و پندارى كه اين مردگان كه از پس جنازهء ايشان ميرويم مسافرانيند كه
هامش
( 1 ) كذا در اصل و اين كلمه ترجمهء « حثاله » است ؛ در منتهى الارب گفته : « حثاله ككناسه دانهء تلخ و جز آن كه با گندم آميزد و پوست جو و برنج و خرماى كوفته و مانند آن و كنجاره و هر چيز بىخير و بلايه از هر چيزى ؛ و منه الحديث قال لعبد اللَّه بن عمر : كيف أنت اذا بقيت في حثالة من الناس ؛ يريد أرذالهم » . ( 2 ) اضافه از قبيل اضافهء مقلوب است يعنى كونهء درخت .