208 -
بين العبد و بين الكفر ترك الصّلوة
« 1 » .
( 1 ) ميان بندهء مؤمن و ميان بندهء كافر به نماز بديد آيد يعنى چنان كه كشتن كافران واجب بود كشتن آن نيز واجب بود كه عمدا نماز را دست بدارد چون اصل « 2 » حاضر باشد يا قائم مقام وى .
209 -
موضع الصّلوة من الدّين كموضع الرّأس من الجسد .
( 2 ) موضع نماز از دين چون موضع سر بود از تن ؛ يعنى چنان كه تن بىسر به كار نيايد دين بىنماز به كار نيايد .
210 -
صلاة القاعد على النّصف من صلاة القائم
. ( 3 ) نماز نشسته نيمهء نماز بر پاى بود .
211 -
الزّكاة قنطرة الاسلام .
( 4 ) زكات پل اسلام است ؛ يعنى چنان كه كسى بىپل نتواند كه بر آب بگذرد خداوند اسلام بىزكاة از اسلام منفعتى نيابد و بدان به ثواب نرسد ، و در خبرست كه هر روزى كه آفتاب برآيد فرشتهء بر راست و فرشتهء بر چپ آفتاب ميرود و ميگويد : الهى هر آنكه از مال نفقه مىكند عوضش باز ده ، و هر كه نفقه نكند بهلاكش بر ؛ و نفقه دو نوع است صدقه است و نفقه بر عيالست كه بر در بهشت سه سطر نوشته است ؛ اوّل لا إله إلّا اللَّه دوّم امّتى گناهكار و خداوند آمرزگار سيّم يافتيم آنچه كرديم و سود كرديم آنچه از پيش بفرستاديم ، و زيان كرديم بر آنچه باز گذاشتيم . و حضرت مصطفى عليه السّلام فرمايد كه : مال را باز يابيد بزكاة دادن ، و بيماران را دوا كنيد به دادن صدقه ، و بلا و آفتها رد كنيد به خواندن دعا .
هر كه پنج چيز نكند خداى تعالى با وى پنج چيز نكند :
هامش
( 1 ) معنى تحت اللفظى روايت اين است كه : نيست ميان بنده و ميان كفر مگر ترك نماز ؛ يعنى حكم بندهء كه كافر نيست بسبب ترك نماز حكم كافر مىباشد و علماى اعلام براى اين روايت و نظاير آن توجيهاتى مفصل كردهاند كه بايد طالب آنها بكتب مفصله رجوع كند .
( 2 ) كذا و گويا صحيح اين باشد : « امام اصل » .