به خانه نمىتوانست رفتن ، ميگريست پس حضرت رسالت پناه عليه السّلام با آن كنيزك برفت تا شفاعت كند چون بدر خانه رسيد آواز داد كه :
« السّلام عليك »
يا اهل خانه ، كدبانو بشنيد و جواب نداد ، ديگر بار سلام كرد ، همچنين بشنيد و تغافل زد چون آن حضرت سيّم بار سلام بگفت زن از جاى برجست و گفت :
عليك السّلام يا رسول اللَّه يا نبىّ اللَّه
، جواب از آن ندادم تا سلام تو بر من بسيار باشد ، پس حضرت رسول عليه السّلام از بهر كنيزك شفاعت كرد زن عفوش كرد و آزادش كرد .
205 -
علم لا ينفع ككنز لا ينفق منه
« 1 » .
( 1 ) علمى كه منفعت نكند چون گنجى بود كه نفقت نكنند از آن ؛ يعنى هر كه عالم بود و از بخل چيزى به كسى نياموزد مستحقّ عقاب شود چنان كه آن كس كه زر دارد از آن نفقت نكند و زكاتش ندهد .
206 -
الطّاعم الشّاكر له مثل اجر الصّائم الصّابر .
( 2 ) آنكه طعام خورد و شاكر بود او را مانند آن ثواب بود كه روزه دار صابر را .
نبايد كه كسى بسبب اين خبر از روزهء تطوّع دست بدارد كه نعمت خداى تعالى بر بنده بسيار است و بىنهايتست و ظاهر چنانست كه اگر بنده همهء عمر در گزاردن شكر يك نعمت صرف كند هنوز شكرش تمام نكرده باشد .
207 -
الصّلوة قربان كلّ تقىّ
. ( 3 ) نماز نزديككنندهء هر پرهيزگاريست ؛ يعنى بخداى تعالى . گفتهاند كه : متقى و پرهيزگار آن بود كه در دنيا از گناهان بپرهيزد چنان كه آن كس كه در ميان تنگس « 2 » و خارستان پاى برهنه ميرود و خود را از آزار خارها باز ميدارد .
هامش
( 1 ) در نسخهء عتيقه :
« لا ينفق منه شىء »
. ( 2 ) در برهان قاطع گفته : « تنگس بكسر ثالث بر وزن نرگس بمعنى تنگز است كه درخت پر خار باشد و گلش به گل كاسنى ماند » و نيز گفته : « تنگز بكسر ثالث بر وزن هرگز نام درختى است كه خارهاى بسيار تيز دارد و گل آن مانند گل كاسني باشد و آتش هيزمش بغايت تند و تيز باشد » .