از پيران شرم دارد و پير بگناه خود مشغول است و از خداى تعالى شرم نميدارد .
و عيسى عليه السّلام فرمود كه : دنيا بود و من نبودم و باشد كه من نباشم پس روزى چند كه در آنم بهرزه بگذرد . . . ! و فردا حقّ سبحانه و تعالى بندگان را از روز و شب و ساعت و لحظهء كه بر ايشان گذشته سؤال كند و حساب خواهد ، و بنده بود كه از حسرت گوشت از استخوان و اندام خود بدندان ميبرد . و عالمى پند داد كه : اى بندگان به حال كودكى بازى ، و به حال جوانى مستى ، و در پيرى ضعف و سستى ، خداى را كى پرستى « 1 » .
199 -
المكر و الخديعة في النّار .
( 1 ) خداوند مكر و حيلت در دوزخ بود ؛ يعنى مكر و حيلتى كه خواهد كه كسى را برنجاند يا چيزى از كسى ببرد امّا اگر خواهد كه مال وايابد باكى نباشد و هر كه مكر بد كند با وى گردد قال اللَّه تعالى :
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
؛ يعنى فرود نيايد مكر الّا آن را كه سزايش بود .
200 -
اليمين الفاجرة تدع الدّيار بلاقع .
( 2 ) سوگند بدروغ بگذارد سرايها را خالى شده ، يعنى از نعمت خدا ؛ زيرا كه خداى تعالى نعمت و بركت باز گيرد از آنكه سوگند بدروغ خورد البتّه .
201 -
اليمين الكاذبة منفقة للسّلعة ممحقة « 2 » للكسب
« 3 » .
( 3 ) سوگند بدروغ رواج دهندهء متاع است و كمكنندهء كسب است يعنى هر كه متاعى فرو شد و سوگند خورد كه اين به چندين خريدهام و به چندين خواستهاند و چندين ارزد ؛ بفروشد و ليكن در بهايش بركتى نبود و از آن منفعتى نيابد ، و بيشترين آن بود كه حرام گردد .
202 -
اليمين على نيّة المستحلف
.
هامش
( 1 ) كذا و گويا از قبيل اطلاق مفرد بر جمع است يعنى « كى پرستيد » چنان كه در تفسير ابو الفتوح .
( 2 ) قال في النهاية : « ممحقة مفعلة من المحق اى مظنّة له و محراة به و كذا الامر في منفقة » .
( 3 ) اين روايت در ساير كتب معتبره نيز مذكور است ليكن در آنها بجاى
« للكسب »
: « للبركة »
آمده .