( يكى از همسرانم را طلاق دادم ) بدون آنكه در نيّت خود ، آن را معيّن كند . در اين صورت براي تعيين مطلّقه به قرعه رجوع نمىشود ، مگر آنكه دليلي خاص براي اجراى قرعه وارد شده باشد ، مانند آنكه مردى بگويد : اولين بردهاى كه مالك شوم ، آزاد است ؛ سپس هم زمان مالك سه برده شود . در اين صورت ، به دليل خاص براي تعيين بردهء آزاد قرعه انداخته مىشود . 7
اماره يا أصل عملي : آيا قاعدهء قرعه از امارات است يا از أصول عملي ؟ مسئله اختلافى است . 8 البتة بنابر قول نخست ، اماره بودن آن موجب تقدم بر أصول عملي ويا تعارض با ديگر امارات نيست ؛ زيرا اماره بودن قرعه منحصر به أمور مجهول ومبهمى است كه راه حلى براي آن ؛ نه از امارات ونه از أصول عملي ، وجود ندارد . ونيز اختلاف در اماره يا أصل عملي بودن قرعه در جايى است كه حق در واقع معيّن ، ليكن به سببي عارضى مشتبه گرديده است ؛ اما مواردى كه واقع تعيّن ندارد ، مجالي براي اين اختلاف نيست . 9
اختصاص قرعه به امام يا عموميت آن : آيا قرعه انداختن به امام يا نايب أو اختصاص دارد يا براي ديگران نيز جايز است ؟ مسئله محل اختلاف است . البتة مواردى به دليل خاص ، براي غير امام نيز جايز شمرده شده است . 10
چگونگى قرعه زدن : قرعه در ميان عقلا به شيوههاى مختلف اجرا مىشده است ، از قبيل انداختن قلمها يا تيرها ويا نگارش بر رقعهها . هر گروه وقومي براي خود شيوهاى داشتهاند . متداول ميان فقها اجراى قرعه با نوشتن بر رقعههايى از كاغذ است كه به تعداد شركا ويا سهام رقعههايى آماده وأسامي آنها بر آن نوشته مىشود . در روايات نيز براي اجراى قرعه شيوههاى مختلف بيان شده است . 11
آداب : مستحب است دعا كردن ودرخواست از خدا براي نشان دادن واقع از راه قرعه . أفضل خواندن دعاهاى وارد شده است . 12 برخى ، دعا كردن را شرط صحّت قرعه دانستهاند . 13 بعضي توكل بر خدا وتفويض امر به أو را بر قرعه زنندگان ، واجب وشرط صحّت قرعه دانستهاند ؛
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: موسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت ( ع )
ص٣٢٥