ليكن برخى در اين قول اشكال كردهاند ؛ 4 بلكه در صورت اختلاف در استحقاق وعدم آن ، قول مالك زمين وديوار را در عدم استحقاق مقدّم دانستهاند . 5
مستند قاعده : چنان كه اشاره شد ، بر خود عنوان قاعده دليلي اقامه نشده است ؛ بلكه در موارد آن به قاعدهء يد يا قاعده صحّت به اضافه اجماع استناد كردهاند . 6
قاعدهء قرعه
قاعدهء قُرعَه : از قواعد فقهى .
قاعدهء قرعه از قواعد معروف فقهى است وشكل كامل آن « القرعةُ لِكُلّ امرٍ مُشكِل » يا « مُشتَبَه » وعبارت است از رجوع به قرعه براي بر طرف شدن تحيّر وترديد در مجهولاتى كه براي رفع ترديد وتحيّر راهى جز قرعه وجود ندارد . از آن در أصول فقه ، بحث استصحاب ودر فقه به مناسبت در بابهاى مختلف ، همچون نكاح سخن گفتهاند ؛ ليكن در برخى كتب دربردارنده قواعد فقهى به تفصيل از آن بحث كردهاند .
پيشينه : قرعه در أديان وامتهاى پيشين نيز وجود داشته وبه آن عمل مىشده است ؛ چنان كه خداى تعالى در جريان تعيين سرپرست براي حضرت مريم عليها السّلام 1 ونيز داستان حضرت يونس عليه السّلام بدان اشاره مىكند . 2 داستان نذر حضرت عبد المطلب وقرعه انداختن وى ميان حضرت عبداللَّه ، پدر رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وشتران نيز در تاريخ معروف است . روايات نيز به آن اشاره دارد . 3 بر پايهء روايتي ، نخستين كسى كه قرعه بر أو زده شد ، حضرت مريم عليها السلام بوده است . 4
موارد جريان قاعده : موارد جريان قاعده به طور كلى به دو قسم تقسيم مىشود :
هامش
( 1 ) . تحرير المجلة 2 ، قسم 1 / 243 و 245 ؛ موسوعة الفقه الاسلامي 9 / 417
( 2 ) . إيضاح الفوائد 2 / 108 ؛ جواهر الكلام 26 / 274 - 275 ؛ مهذب الاحكام 18 / 196
( 3 ) . المبسوط 2 / 311 ؛ جواهر الكلام 26 / 274 - 275 ؛ تحرير الوسيلة 1 / 568 ؛ هداية العباد ( گلپايگانى ) 1 / 413
( 4 ) .
تحرير الأحكام 4 / 509
( 5 ) . قواعد الأحكام 2 / 176 ؛ إيضاح الفوائد 2 / 108 - 109 ؛ جامع المقاصد 5 / 432 ؛ المناهل / 393
( 6 ) . جواهر الكلام 26 / 274 - 275 ؛ مهذب الاحكام 18 / 196 .