فقه منصوص
فقه منصوص [ فقه روايى ] : بيان احكام و مسائل فقهى با مضامين و متون روايات .
فقه منصوص گونهاى از ارائهء فقه است . در اين روش ، فقيه مسائل فقهى را در قالب الفاظ يا مضامين روايات بيان مىكند ، بدون آنكه از راويان و نيز امامى كه روايت از او نقل شده است نامى ببرد .
برخى معاصران از اين گونه فقه به « اصول متلقّات » تعبير كردهاند . 1
كتابهاى « الشرائع » نگاشتهء على بن بابويه ، پدر شيخ صدوق ، « الهداية » و « المقنع » اثر شيخ صدوق و « النهاية » تأليف شيخ طوسى ، فقه منصوص به شمار مىروند . 2
فقير
- - ) فقر
فقيه
فقيه : دارندهء ملكهء استنباط حكم فرعى شرعى از منابع معتبر .
فقه در لغت به معناى فهم ، فطانت و درك عميق و دقيق آمده است و اساس و ريشهء آن به گشودن و شكافتن باز مىگردد و فقيه به كسى اطلاق مىشود كه داراى فهم عميق و دقيق است ، احكام را مىكاود و گرهها و معضلات آن را مىگشايد و حل مىكند .
واژهء فقه و فقيه در آيات و روايات در همان معناى لغوى به كار رفته و همهء معارف و آموزههاى دينى ؛ اعم از اصول و فروع را دربر مىگيرد و اختصاص به حوزهء خاصى ندارد ؛ ليكن به تدريج در اصطلاح فقها محدود به حوزهء خاصى شده است و امروزه فقيه به كسى اطلاق مىگردد كه در رشتهاى خاص از علوم اسلامى ؛ يعنى احكام فرعى شرعى داراى ملكهء استنباط است و مىتواند حكم شرعى هر مسألهاى را با بحث و بررسى از ادلهء معتبر شرعى به دست آورد . 1
هامش
( 1 ) . باب مدينة العلم / 43 ؛ الاصول العامة / 13 *
( 2 ) . تذكرة الفقهاء ( مقدمه ) 1 / 31 - 32 *
( 3 ) . جامع الخلاف و الوفاق ( مقدمه ) / 6 ؛ الاصول العامة / 13 .
( 1 ) . ادوار الفقه الامامى / 108 - 109 ؛ الهداية ( مقدمه ) / 18 *
( 2 ) . الهداية ( مقدمه ) / 18 - 19 ؛ المهذب ( مقدمه ) 1 / 22 - 23 ؛ ادوار الفقه الامامى / 108 - 109 .