گواهى ذمىاى كه هم كيشانش او را عادل و صالح مىدانند ، در خصوص وصيّت مسلمان ، در صورت يافت نشدن مسلمانى عادل براى شهادت ، پذيرفته مىشود . 2 برخى قدما پذيرش شهادت او را مشروط به غريب بودن وصيت كننده دانستهاند . 3
( - - ) ابن السبيل ) ( - - ) سفر )
غريق
- - ) غرق
غريم
غَريم : طلبكار / بدهكار .
واژهء غريم در لغت هم به معناى طلبكار آمده و هم بدهكار . 1 در كلمات فقها نيز در هر دو معناى ياد شده به كار رفته است . 2
( - - ) دَين )
غزال
- - ) آهو
غَزْل
- - ) ريسندگى
غسالخانه
غَسالخانه : محل غسل دادن ميّت .
از آن به مناسبت در باب زكات و وقف سخن گفتهاند .
ساختن غسالخانه در زمينى كه تنها براى خاك سپارى اموات يا مسجد وقف شده است ، جايز نيست ؛ 1 چنان كه تخريب غسالخانه وقفى و تغيير كاربرى آن جايز نمىباشد و در صورت تخريب بايد به حالت پيشين بازگردانده شود . 2
ساختن غسالخانه از زكات ، از سهم سبيل اللَّه ( - - ) سبيل اللَّه ) جايز است . 3
غساله
غُساله : آب جدا شده از شىء نجس هنگام شستن آن .
غساله عبارت است از آبى كه هنگام شست و شوى چيز نجس ، مانند بدن و لباس به خودى خود و يا با فشردن ، از آن جدا مىشود . 1 البته غساله بر مطلق
هامش
( 1 ) . مستند الشيعة 14 / 33 ؛ جواهر الكلام 22 / 461 *
( 2 ) . جواهر الكلام 41 / 19 - 20 *
( 3 ) . الكافى فى الفقه / 436 ؛ المبسوط 8 / 187 .
( 1 ) . لسان العرب و مجمع البحرين ، واژهء « غرم » *
( 2 ) . الوسيلة / 110 ؛ فقه القرآن 1 / 382 .
( 1 ) . مجمع المسائل 2 / 372 - 373 ؛ استفتائات ( بهجت ) 2 / 72 ؛ جامع الاحكام ( صافى ) 1 / 280 - 281 *
( 2 ) . جامع الاحكام ( صافى ) 1 / 281 *
( 3 ) . مجمع المسائل 4 / 234 .