إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ . . . « 1 » .
« ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، پس از حمل آن ابا ورزيدند و از آن ترسيدند و انسان آن را بر دوش كشيد . »
مفهوم آن اين است كه انسان به دوش كشيدن مسؤوليت بزرگ اين هستى را پذيرفته است ، لذا سزاوار جانشينى و خلافت در زمين است ، زيرا طبيعت آفرينش او از سوى خدا با ابعاد گوناگون اين مسؤوليت بزرگ ، همخوانى كامل دارد .
از جمله لايههاى اجتماعى كه - پس از يهود و يونان باستان و مجموعهء طاغوتها - به مَدَر ايمان مطلق داشتند خوارج بودند ؛ كسانى كه در پرتو امامت اميرالمؤمنين عليه السلام در جامعهء كوفى « قرّاء » خوانده مىشدند . عبدالرحمان بن ملجم - لعنت خدا بر او باد - پس از ترور جنايت بارش نسبت به امام عليه السلام او را نزد حضرت آوردند و على عليه السلام به او فرمود :
« آيا من براى توى امام بدى بودم كه مرا چنين كيفر دادى ؟ » و آن جانى پاسخ داد : يا امير المؤمنين ! آيا تو كسى هستى كه از آتش دوزخ نجاتمان مىبخشى ؟ « 2 » يعنى نام من در سياههء دوزخيان پيش از آن كه تو را به قتل برسانم ثبت بوده است ، پس چرا مىكوشى مرا نكوهش كنى و بر اين كار به باد توبيخم بگيرى ؟
در يك سخن : پاسخ ابن ملجم اشاره به اين نكته دارد كه او مسؤول جنايت خود نيست و اين تقدير خداوند است كه امام عليه السلام را به شهادت رساند .
مخالفان اعتقاد به بداء با همهء نادانى تأكيد مىورزند كه خداوند امور را كامل كرده است و بهشتيان ، مشخصّ و برگزيده شدهاند ، چنان كه دوزخيان نيز مشخص و برگزيده شدهاند .
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 72 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 287 ، روايت 58 .