اوّل - اخلاقى
1 - وظيفهء پاكان نسبت به افراد آلوده
و إنّما ينبغي لأهل العصمة . . . أن يرحموا أهل الذّنوب خ 140 / 1 ( همانا سزاوار است كه پاكان . . . به كنهكاران رحمت آورند )
2 - زشتى غيبت و بدگوئى
فكيف بالعائب الّذي عاب أخاه و عيّره ببلواه ! . . . لجراءته على عيب النّاس أكبر ! خ 140 / 2 و 5 ( چگونه عيب جوئى از برادرش عيب جوئى مىكند ؟ و او را به بلائى كه گرفتار شد سرزنش مىكند ؟ )
3 - توجه به گناه خويش
أ ما ذكر موضع ستر اللَّه عليه من ذنوبه ممّا هو أعظم من الذّنب الّذي عابه به ! خ 140 / 2 ( آيا عيبجو ، به ياد نمىآورد پرده پوشى خدا را ؟ كه گناهان بزرگتر او را پوشانده است ؟ )
4 - ضرورت توجه به پرده پوشى خدا
أ ما ذكر موضع ستر اللَّه عليه من ذنوبه ممّا هو أعظم من الذّنب الّذي عابه به ! خ 140 / 2 - 5 ( آيا عيبجو ، به ياد نمىآورد پردهپوشى خدا را ؟ كه گناهان بزرگتر او را پوشانده است ؟ )
5 - بزرگترين گناه غيبت است
و ايم اللَّه لئن لم يكن عصاه في الكبير ، و عصاه في الصّغير خ 140 / 4 ( اگر خدا را در گناهان بزرگ عصيان نكرد ، و گناهان كوچك انجام داد ، در نافرمانى كافى است )
6 - شكرگذارى در برابر پاكيها
و ليكن الشّكر شاغلا له على معافاته ممّا ابتلي به غيره خ 140 / 6 ( شكر گذارى انسان از اينكه از عيوب ديگران