تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
افاضه صورند از جانب مفيض حقيقى و اين حوادث يوميه كه واقع مىشود نظربه اينكه هر حادثى بايد مستند به علّت باشد پس بايد مستند بشوند به حادث بالذات كه او واسطه در ربط حادث به قديم است نظر به جهت ثبات كه دارد و الّا لازم مىآيد حدوث قديم ، پس آن حركت جزئيّة با اين اعداد خارجيه كه مذكور شد سرهم رفته شرط افاضه و ايجاب و صورة دادن واجب الوجود است اذ لا مؤثر الا الله پس مجاورت و محاذات و وضع شرط در افاضه و ايجاب هستند پس معلوم شد كه فواعل اعدادية شغلشان همين شرطيه‌اند كه معدند هيولى را از براى افاضه . [ 534 ] قوله « ثم ان النار ليست بجسم اول . . . » « 1 » مراده بالنار هى النار الكونى التى فى عالم الكون و الفساد لا النار الاصلى . [ 535 ] قوله « لا بالعوارض . . . » « 2 » زيرا كه آن متعدد مىشود به تعدد عوارض پس آن متعدد بالعوارض اصنافند پس گوئيم اين عرض يا لازم اين اصناف است يا عرضى است مفارق اگر لازم باشد محال است كه عارض شود صنف را و حال آنكه در نوعش نباشد پس باز موجب تكثر نوع نمىشود و اگر مفارق باشد شأن مفارق تجدد و حدوث و زوال است يعنى اگر حادث شده قابل زوال است اگر نشده قابل حدوث است ، مخفى نماند كه اين بيان از مصنف قدس سره نفى نمىكند اين احتمال را كه چه ضرر دارد كه دريك عقل مثلا جهات عديده باشد كه از هر جهتى يك فلك صادر بشود . [ 536 ] قوله « فيكون التفات كل واحد من . . . » « 3 » يعنى چون حركت نيست الا در قوس صعود و بس ، پس اگر هر يك شوق دارند به استكمال به علت خودشان و نظر به تطابق قوس الصعود و النزول هر يك از افلاك يك علت قريبه دارند هر چه صعود كنند به علت قريبه ديگر مىرسند ، پس در هر مرتبه كه به آن علت قريبه كه رسيدند عليت و معلولية از ميان آنها مىرود نسبت به علتى كه ما فوق او است كه قريب به
هامش
( 1 ) . 180 / 12 . ( 2 ) . 180 / 21 . ( 3 ) . 181 / 1 .