كلاه نگذارند و معيار ايمان صداقت و امانتدارى يا احساس وظيفه و انجام آنست در هر كسى اعم از پسر و دختر ، مرد و زن و . . . اگر وجود داشته باشد مورد اطمينان خواهد بود . ولى مردم بويژه جوانان چطور تسليم عدهاى ميشوند كه كوچكترين نشانههاى ايمان در آنها وجود ندارد ؟ و چگونه به وعدههاى آنها باور مىكنند جائى كه دليلى بر تعهدشان ندارند ؟ و چگونه ادعاى مسلمانى و دفاع از دين و قرآن عدهاى را براحتى پذيرفته و از آنها حمايت مىكنند ؟ معاويه و يزيد كه كمترين نشانههاى ايمان در خود نداشتند و بلكه مردم دلايل محكم و بسيار روشنى بر بى ايمانى و كافر و مشرك و فاسق و فاجر و ظالم و . . . بودن آنها در دست داشتند و با اين وصف اطرافشان را گرفتند و فرزندان معصوم و مقدس پيامبر اسلام را همراه با قرآن مجيد با بدترين ظلم و ستمها مظلوم و مجهور و شهيد ساختند آيا اين مردم از عقل و خرد محروم بودند و نميدانستند در حق پيامبر اسلام و فرزندان پاك و معصومش و قرآن و دين اسلام چه كارهاى بسيار بد و ناروائى انجام ميدهند كه پرونده دوران جاهليت اول را سفيد كردند ؟ آيا تبليغات شوم و مسموم مىتواند تا اين اندازه اثرگذار باشد كه عدهاى شهادت آيات قرآن و احاديث نبوى ( ص ) و اصحاب شايسته پيامبر ( ص ) را در حق اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه و فرزندان معصومشان ( صلوات الله عليهم ) زير پا گذاشته و خاندان بنى اميه را برآنها ترجيح دهند ؟
جائى كه هنوز عدهاى با عناوين عالم و دانشمند و . . . در جبهه مخالف سنگر گرفته و با سلاح بيان وبنان ، اردوگاه اسلام و يا هسته مركزى دين اسلام يعنى وجود مبارك اميرالمؤمنين و فرزندان معصومش ( صلوات الله عليهم ) را بمباران مىكنند .
ابن خلدون جامعه شناس مىنويسد :
1 - مسئله ولايتعهدى يزيد براى معاويه اگر چه مورد قبول عموم مردم
شرح نوين زيارت عاشورا همراه با پيام ها و رازها (فارسى) — صفحة 208
مساهمون: حميد فتاحى
ص٢٠٨