چرا انسان به علم خود عمل نميكند ؟
در اين شرايط چكار بايد كرد تا انسانها به انجام وظيفه و تكليف خودشان مقيد شوند ؟ ما معتقديم مانع اصلى در اينجا جهالت است زيرا اگر كسى جاهل نباشد :
اولًا : به مقام بسيار بزرگ و ارجمند اطاعت و بندگى پروردگارش سرتسليم فرود مىآورد زيرا همه آرزوها و خواستهها و رسيدن به قله كمال و درك زيبائىهاى جهان معنا و . . . همگى در گرو بندگى و تسليم او در برابر خداى متعال است .
ثانياً : تكليف و وظيفه را بجا آوردن به معناى اطاعت از دستور پزشك است كسى كه به سلامت و عافيت خود عشق مىورزد قطعاً از دستورات پزشك سرپيچى نمىكند .
ثالثاً : پيشوايان معصوم ( صلوات الله عليهم ) فقط براى تربيت و هدايت و رشد و آگاهى نسل بشر اينهمه سعى و تلاش مىكنند و مىخواهند آنان را از بدبختى و ذلت نجات دهند چگونه ممكن است كسى در برابر مهر و محبت و دلسوزىها و . . . با ظلم و جنايت و دشمنى با آنها برخورد كند مگر اينكه در جهل و نادانى فرو رفته باشد .
بعد از ملاحظه اين مسائل لازم است درباره از بين بردن عوامل جهل و نادانى كار كنيم تا اينكه بر همگان روشن شود چرا انسانها از اين بيمارى خطرناك عافيت پيدا نمىكنند و بلكه پيوسته آن را تشديد نموده و افزايش مىدهند با اينكه مىدانند سرانجام آن بدبختى و ذلت است ؟ !
بيمارى انسان اعم از روحى و جسمى تعريف روشنى دارد و آن اينست كه نظام مديريتى جسم و جان در اثر علل و عواملى به هم ريخته و از