تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 404

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٠٤
تفصيلى عيانى را خواسته باشند از كجا ، بلكه از هر كسى بر حسب حد و استعداد خود يعنى غرض از خلقت اينست كه همه خداشناس باشند اما هر كسى بمرتبهء خود ، اگر بگوئى ما هم از هر كس بيش از استعدادش متوقع نيستيم و ميگوئيم معرفت هر كس به قدر استعداد او است ، خواهم گفت پس چرا بگفتهء امير المؤمنين و ائمه و پيغمبران تسمك ميكنيد و چرا خود را قياس بايشان ميكنيد و با آنكه اين حد شأن همه نيست پس چرا از عموم دعوت بمعرفت عيانى ميكنيد و همه را ميپذيريد نهايت آنكه بيش از همان چند نفر كسى فريب شما نميخورد و الا دعوت عمومى است ، اگر بگوئى از هر كس به قدر حدش معرفت خواسته‌اند ، اما همان اندازه كه خواسته‌اند بايد كه عيانى باشد و ما از اين جهت دعوت را عمومى كرده‌ايم تا هر كسى بكمال حدى خود برسد ، خواهيم گفت اين حرف كوسه و ريش پهن است ، مرتبهء تفصيلى عيانى و شهودى آخرين مرتبه و مرتبهء كمال معرفت است اين مرتبه سازش ندارد با آنكه ( هر كس به قدر فهمش فهميد مدعا را ) معرفت حدى همان معرفت اذعانى جز ميست كه هر كس در حد خود يقين غير قابل تشكيك و زوال پيدا كند ، بنابراين هر فقيه و محدث و متكلم و حكيم مؤمن و هر مؤمن صالح در مرتبهء خود داراى اين چنين معرفت است ، پس همه عارف خواهند بود بعلاوه اين از مسلميات شما است . بلكه ميدان جلوهء شما و لنگر كلام شما است در هر نظم و نثرى كه مرتبهء عيان مرتبهء كمال معرفت است و هر كس را حد رسيدن آن نيست ، بلكهع ميگوئيد از بزرگان هم كم كسى است كه بدين پايه رسيده باشد ، اما چون در اينجا عاجز مانديد و براى هر مريد جاهل بىسواد نيز ادعا كرديد ناچار سخن كوسه و ريش پهن گفتيد ، از يكطرف ميگوئيد