تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 407

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٤٠٧
بتصفيه قلب ميدانند بايد كه از پنج وجه بر او اقامه دليل كنند ولى در هيچ يك از اين مراحل دليلى ندارند ، بلكه دليل ايشان عين مدعا است ، اگر بگوئى صحت تصفيه باطن را كه كشف نموده و كه اين راه را پيموده و كه تصديق فرموده و كه برايش از اين راه شهود گشته و كه حقائق به روى مشهود گشته ؟ ميگويد بزرگان اگر بگوئى كه اين راه را اعتبار كرده ميگويد بزرگان اگر بگوئى كه راه را منحصر بوى دانسته مىگويد بزرگان اگر بگوئى كه تصفيهء قلب را منحصر بمرشد دستورات وى كرده مىگويد بزرگان اگر بگوئى كه ايشان و عمل ايشان را اجازه و اعتبار كرده ميگويد بزرگان زيرا كه آنان از اين راه رفته‌اند و به مقصود رسيده‌اند و هر چيز را عيان ديده‌اند و از هر چيز چشيده‌اند سپس براى تقويت ادعا و تأييد مدعاى خود شعر خوانى ميكنند فلان چنين گفته و فلان چنين گفته :
من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه * ز بام عرش ميآيد صفيرم
اشعار بسيار است خود ميدانيد صرف نظر ميكنيم و اطاله نميدهم . و اما آنكه از باب تلبيس بر عوام استشهاد ميكنيد به و اتقوا اللّه و يعلمكم اللّه يا و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا استشهادى است باطل فقط براى فريفتن عوام خوب است كه بيچارهء ساده گمان مىكند كه مطلب برهانى است و حجت قرآنى است اما آيهء اول اولا معنى اين نيست كه شما تقوى اختيار كنيد تا خدا شما را تعليم كند . به دو وجه‌وجه اول آنكه اگر اين معنى مقصود بود بايد بگويد و اتقوا اللّه يعلمكم اللّه بدون عطف تا آنكه جواب امر باشد . دوم آنكه و اتقوا اللّه از جملهء قبل است و يعلمكم اللّه از جمله بعد است آيه اينستهء ( و لا يضار كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانه فسوق بكم و اتقوا اللّه