پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه رضوان اكبر إله 111

پدیدآورندگان:

صرضوان اكبر إله ۱۱۱
و توبه و طامات نيستيم‌با ما بجام و باده صافى خطاب كن ( باز اينها ميگويند خير مرد خدا بوده اهل شراب نبوده اكنون تصريحات حافظ را بر شراب كه غير قابل حمل و تأويل است ذكر مىكنيم . ولى مخفى نماند كه غرض اصلى ما از ذكر اين اشعار با همهء كثرت اينست كه ثابت كنيم كه حافظ اهل شراب بوده و در اين اشعار بجز شراب قصدى ندارد اما ضمنا از اين اشعار مطالب ديگر نيز استفاده مىشود و آنها نيز مؤيد مقصود است . پس فهرست‌وار اشاره اجمالى به آنها مىشود تا هنگام قرائت توجه و التفات بدانها شود . ( 1 ) بمذهب پير مغان كه پير حافظ است و اشعارش در وصف او و شأن او بسيار است و بعدا ذكرش بيايد ، شراب حلال است بلكه پير مغانهم خودش در خرابات خمخانهء داشته و شراب‌كشى مى كرده . ( 2 ) شراب بمذهب حافظ و پيرش مضر بتصوف و عشق نيست ( 3 ) يا جدا يا مما شاتا با خصم شراب را از زهد ريائى بهتر ميداند ( 4 ) استعمال شراب را براى فوائدش مستحسن مىشمارد از جملهء فوائدش آنست كه حافظ بر حسب تجربه شراب را يگانه دارو براى رفع هم و غم و راحتى قلب از خيالات و وسادس يافته و از جمله آنكه انصراف قلب را از دنيا و جمع حواس از تشتت و پراكندگى كه از مقاصد مهمه و مرادات عمدهء تصوف است كه صوفى همواره در پى آن ميگردد و همه حالاتى كه براى سالك است بسته به او است از خواض شراب ديده و از جمله آنكه در مجلس انس او را بهترين تفكه و ممدعيش و نشاط و خوشى دانسته و از جمله آنكه براى تجمع حواس و تلطيف افكار در سرودن اشعار بسيار مفيد دانسته چنانچه گفته :