3 - فسادهاى تربيتى
زندگانى و حدود زن و مردى و بزرگى و كوچكى ، شهوتپرستى و شكمپرستى و تجملات از لباس و خانه و مركب
همت مردم شكم و شهوتشان باشد ، پروا ندارند از كجا بخورند و با چه دفع شهوت كنند ، دنيا هم در عين حال بر ايشان اقبال كند .
طعامهاى طيب و رنگارنگ بخورند .
همتشان الوان طعامها و آشاميدنىها است .
مدح مىكنند به صرف قول و زبان ، اين جماعت اشرار امتاند .
نخواهد ماند مگر منافق كه دين خود را به رأى خود و خداى خود را شكم خود قرار داده ، هرچه اشتها كند از حلال و حرام امتناع از وى ندارند و به زندگى دنيا خرسند و فرحناكاند .
همصحبت ايشان زنان ايشانند و شرفشان درهم و دينارشان و همتشان شكمشان ، اين جماعت اشرارند ، فتنه با ايشان است و از ايشان فتنه برخيزد و به ايشان بازگردد ، جسدهاشان سير نمىشود و دلهاشان خاضع نمىگردد .
خوراكشان تيهو و مرغان چاق و لباسشان خزّ يمانى و ابريشم است .
خداى ايشان شكمشان و زنانشان قبله ايشان و دينشان درهم و دينار ايشان و شرفشان متاع و قماش ايشان است .
غذاهاى خوب بخورند و جامههاى قشنگ زينتشده بپوشند .
خدّامشان اولاد فرس و روم باشد .
كلاههاى مترّكه ظاهر شود .
پس پرورش يابند به غذاهاى خوب و شربتهاى لذيذ و بوهاى خوش و بناهاى محكم زيبا و زينت خانهها و مجلسهاى مزين .
بر يكديگر افتخار كنند به لباس و جاه .
كتاب خدا را بر غير تأويلش تأويل كنند و بگويند ( من حرّم زينه اللّه ) كه حرام كرده