بعضى ، بعضى را از روى عداوت بكشند .
تفرقه و اختلاف و اتحاد بر ضد دين و اجتماع
فتنهها ظاهر شود .
بر فرقت اجتماع كنند و بر ضدّ اجتماع فرقهفرقه شوند .
اتحاد و پشتيبانى به يكديگر مىكنند ، در غير ذكر خدا صداها بلند شود .
روشها مختلف شود و فساد بسيار گردد ، رشد و هدايت كم شود ، پس در آن هنگام دلها سياه شود و سلطان جائر بر ايشان حكومت كند .
چنان سرگرم تفرقه و مخالفت و عصيان و ضلالت و طغيان باشند ، تا اينكه بر وى توالد و تناسل كنند و اولادها بزايند كه به معصيت تربيت گشته و به جور ديانت كنند .
افعالشان منكر و دلهاشان مختلف .
مردم با كسى هستند كه غلبه با اوست .
درس باطل به يكديگر بياموزند .
در كارها تقليد از يكديگر كنند و همگى تقليد اهل شرّ كنند .
ترك خيرات و بىاهتمامى به ضعفاء و به امور جامعه
از خير بىميلى و بىرغبتى مىكنند .
بر يكديگر عطوفت ندارند ، بلكه ادبار و پشت از يكديگر مىكنند .
شام مىكنند در نشئه و صبح مىكنند مست ، هيچ در غم مردم و آنچه به او مبتلايند نيستند .
معروف ( هديه و قرض و احسان و صدقات خيريه ) كم شود .
راه خير منقطع گردد و كسى بر وى نرود و راه شرّ راهروانش بسيار باشد .
قدمهاى خير برداشته نشود مگر به وساطت و توصيهء اشخاص ، رضاى خدا و قصد خدا را منظور نكنند ، بلكه نظر مردم را جلب كنند .
صدقه به مسكين داده نشود .
به محتاج چيزى دهند به جهت خندهء بر او و براى خدا بر وى ترحم نكنند .