رواج فسّاق و فجّار و منافقين و اشرار و جاهليت و جهّال
فسق ظاهر و آشكارا شود .
فاسق پسنديده و ستايش شود و صاحب قوت و قدرت در چيزهايى كه خداوند دوست ندارد گردد .
شخص را به فسق مدح مىكنند و او را خوش مىآيد و مىخندد و بر گوينده رد نمىكند .
صداهاى مردم فاسق به دعوت بلند شود و از ايشان شنيده شود و پذيرفته گردد .
فاجر را مرد با ظرافت شمرند .
از فاجر بپرهيزند از ترس شرّ او .
صداهاى فجّار بلند شود .
شرّ ظاهر شود و هيچ كس از وى منع نكند ، بلكه براى صاحبش عذرى بسازند .
از اشرار بپرهيزند از ترس زبانشان .
اشرار را اكرام كنند .
از اخيار غفلت كنند و اشرار را بر خود مقدّم كنند .
يادهاى منافقين و زنده و پرباران و بادهاى اهل دين ساكت و بىحركت است .
( يعنى دنيا به كام آنها است و باد به نفع آنها مىوزد ) .
هر جاهلى نزد مردم ، مردم داناى با اطلاع شمرده مىشود و هر حيلهگر مكار را مرد افتاده و درويش خوانند .
بين شخص با خلوص و اهل شكّ و ريبه تميز ندهند .
گرگ را از ميش نشناسند .
شعراء زياد شوند ( مانند دوران جاهليت ) و قبرهاى ايشان را مردم مساجد خود اتّخاذ كنند . ( صوفيه اين عمل را كردهاند . قبور شعراى خود را خانقاه ساخته و معبد خود قرار دادهاند . )