عقل ، حجّت الهى است كه در نهاد انسان به وديعت نهاده شده ، و درعينحال همواره به رهنمودهاى اصولى شرع نيازمنداست . پيامبران نيز آمدهاند تا ياور عقل و فروزندهء انديشهء انسان باشند .
مولا امير مؤمنان عليه السّلام دربارهء فلسفهء بعثت انبياء مىفرمايد :
« . . و يثيروا لهم دفائن العقول » « 1 » .
تا آنكه أندوختههاى عقل بشرى را برانگيزند .
و اين ، بها دادن به خرد انسانى است ه انبياى عظام به يارى آن شتافتهاند . پس هرچه هست در درون انسان نهفته است و انسان موجودى خودجوش مىباشد ، منتهى بر اثر پوششهايى كه خواستههاى پست بوجود مىآورند ، به يارى و كمك صالحين خير انديش نياز دارد .
امام موسى بن جعفر عليه السّلام مىفرمايد :
« انّ للّه على الناس حجتين : حجة ظاهرة و حجة باطنة . فأمّا الظاهرة فالرسل و الأنبياء و الأئمة : و أمّا الباطنة فالعقول » « 2 » .
خدا را بر مردم دو حجّت است ، حجّتى ظاهرى و حجّتى باطنى . امّا حجّت ظاهرى او پيامبران و رسولان و امامان عليهم السّلاماند . و اما حجّت باطنى او خردها هستند .
و نيز فرموده :
« إنّ اللّه - تبارك و تعالى - أكمل للناس الحجج بالعقول » « 3 » .
همانا خداى تبارك و تعالى با عقلهاى مردم حجت را بر آنان تمام كرده است .
و در قرآن كريم نيز جملههايى مانند
« لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ »
،
« يا أُولِي الْأَلْبابِ »
و « من كان له قلب » بارها تكرار شده است كه ميزان اهميّت و عنايت شرع به عقل را مىرساند .
تا آنجا كه اسلام ، اساسا عقل را معيار سنجش اعمال قرار داده ، و همو را مورد تكليف و خطاب قرار داده و ارزش عمل را بسته به اندازهء درك انسانها مىداند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة - صبحى صالح - ص 43 .
( 2 ) . كافى شريف ج 1 ص 16 .
( 3 ) . همان ص 13 .