اين برداشت طبرى از آيه ، برداشتى نادرست است و از طبرى - كه در ادبيات عرب ، تفسير و تاريخ ، استاد و صاحب نظر مىباشد - بعيد است كه آيه را اينگونه معنا كند .
آيا شايسته است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مشركان - كه با او در ستيزند - در برابر رسالت خود اجرى درخواست كند ، حالآنكه از ديد مشركان ، رسالت پيامبر بزرگترين گناه اوست .
مشركان ادعا مىكردند كه پيامبر ما را سفيه مىشمارد و جوانهاى ما را فاسد مىكند . اگر از مشركان مىپرسيدند : « پيامبر چه جرم عظيمى مرتكب شده است كه شما اينگونه با او در ستيزيد ؟ » پاسخ مىدادند : « او ادعاى پيامبرى كرده است » .
چگونه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در برابر اين جرم بزرگ ، درخواست اجر كند !
تناسب در سخن از ابتدايىترين اصول شيوايى و بلاغت كلام است و پيامبر - كه فصيحترين عرب است - به خوبى از اين قانون آگاه است . شايسته نيست كه پيامبر در برابر رسالت خود از مشركان درخواست مزد كند ، حالآنكه هيچ تناسبى بين رسالت و دشمنان پيامبر ، اگرچه خويشاوند باشند ، وجود ندارد .
2 . تفسير زمخشرى
زمخشرى مىگويد : « حرف " في " - كه طبرى در استدلال بر سخن خود از آن استفاده كرده است - دليل بر اين مىشود كه " قربى " به معناى " نزديكان من " است » .
تفسير و استدلال زمخشرى را در ضمن چند مقدمه بيان مىكنيم :
نخست : « في » در
إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
، حرف ظرف است ، به اين معنا كه همهء دوستىهايتان را در ظرف « القربى » خلاصه كنيد و خداوند « القربى » را مكانى براى دوستى مؤمنان قرار داده است ؛ همانند جملهء « لي في آل فلان مودة » ؛ « من خاندان