است تا تنها خدايى را پرستش كنند كه آفريدگار جهانيان است ، چه حال وچه گذشتگان . باشد تا حالت تقوى ( پروا ) در آنان پديد آيد . زيرا هر كه خدا را پروا داشته باشد ، در زندگى پروا دارد وبه درستى رفتار مىكند .
فهم محتوايى اين قبيل آيات ، همانند آيهء
« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبا »
« 1 » وغيره ، براي عربزبانان وعربىدانان كاملا سهل وساده است وهرگز با دشوارى مواجه نمىشوند ، مگر براي شناخت كمّ وكيف انجام اينگونه دستورات كه با مراجعه به توضيحاتى كه در سنّت آمده است روشن مىگردد .
2 . أمثال وحكم : كه به منظور پند واندرز وبيدار شدن ضمير انسانها در قرآن آمده است . اين بر دوگونه است : گاه از واقعيّتهاى حيات بهره گرفته وبه انسانها هشدار مىدهد تا از گذشته عبرت بگيرند . زيبايىها وزشتىهاى گذشتهء تاريخ انسان را ، در جلوى چشم وى قرار مىدهد تا از آن پند گيرد . خوبىها را دنبال كند واز بدىها دورى جويد وگذشتهء ناگوار خود را تكرار ننمايد . سرگذشت بني إسرائيل وأقوام مشابه كه در قرآن بسيار از آن ياد شده ونكوهش گرديده به همين منظور است . واقعيّتهايى است كه جوامع بشرى بايد از آن پند گيرند ودگربار گذشتهء خود را تكرار ننمايند .
دربارهء أهل كتاب كه گذشتهء رسواى خود را تكرار مىكردند ، مىفرمايد :
« يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ ، فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً
« 2 » ؛ أهل كتاب از تو مىخواهند تا نوشتهاى از آسمان بر آنان فرودآورى ، البتة از موسى درخواستى بزرگتر نمودند وگفتند : خدا را آشكارا به ما بنماى ! » .
دربارهء اعراب مشرك مىگويد :
« وَقالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ ، كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ
« 3 » ؛ افراد نادان گفتند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد ؟ يا براي ما نشانهاى نمىآيد ؟ كساني كه پيش از اينان بودند [ نيز ] مانند همين گفتهء [ بىجاى ] ايشان را مىگفتند ، [ زيرا ] دلها [ وانديشهها ] شان به هم مىماند » .
هامش
( 1 ) بقره 2 : 275 .
( 2 ) نساء 4 : 153 .
( 3 ) بقره 2 : 118 .