تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آورده‌ايم . 3 . اين حروف صرفا حروف مجرده هستند با همان خاصيّت آوائى كه دارند ، چيزى جز آن در بر ندارند ؛ نه رمز واشاره‌اند ونه معنايى جز خاصيّت آوائى دارند . آرى حكمت آوردن اين حروف در أوايل اين سوره‌ها از محدودهء ألفاظ وأصوات تجاوز نمىكند . زمخشري گويد : « اين چهارده حرف - كه نصف حروف هجا هستند - كاملا نيمى از صفات حروف را دارا هستند : نيمى از حروف « مهموسه » : « ص . ك . ه . س . ح » ونيمى از حروف « مجهوره » : « أ . ل . م . ر . ع . ط . ق . ى . ن » ونيمى از حروف « شديده » : « أ . ك . ط . ق » ونيمى از حروف « رخوه » : « ل . م . ر . ص . ه . ع . س . ح . ى . ن » ونيمى از حروف « مطبقه » : « ص . ط » ونيمى از حروف « منفتحه » : « أ . ل . م . ر . ك . ه . ع . س . ح . ق . ى . ن » ونيمى از حروف « مستعليه » : « ق . ص . ط » ونيمى از حروف « منخفضه » : « أ . ل . م . ر . ك . ه . ى . ع . س . ح . ن » ونيمى از حروف « قلقله » : « ق . ط » . . . سپس گويد : « چه بزرگ است خداوندى كه حكمتش در هر چيزى دقّت نشان داده است » « 1 » . برخى گفته‌اند : از آن جهت نصف حروف الفبا را آورده تا به عرب بگويد اگر راست مىگوييد كه اين كلام بشر است واز همين حروف تركيب يافته ، پس شما نصف حروف ديگر را بيفزاييد وسخنى اين‌چنين بياوريد . بدر الدين زركشى اين قول را از قاضى أبو بكر باقلانى نقل مىكند . سپس مىگويد : « اين حروف به گونه‌هاى مختلف آورده شده است : « كاف ونون » بيش از يك‌بار نيامده . « عين وياء وهاء وقاف » دو بار . « صاد » سه بار . « طاء » چهار بار . « سين » پنج بار . « راء » شش بار . « حاء » هفت بار . « الف ولام » سيزده بار . « ميم » هفده بار » . زركشى اضافه مىكند : « يكى از اسرار دقيق اين حروف ، آن كه هر سوره بيشترين كلمات آن با همان حرفى كه در ابتداى آن واقع شده ، تركيب يافته است . مثلا سورهء « ق » بيشترين كلمات مشتمل بر حرف « قاف » را داراست ؛ مانند : قول . قرب . تلقى . رقيب . سابق . قرين . القا . تقدم . متّقين . قلب . قرن . تنقيب . قتل . تشقّق . بسوق . رزق . قوم . . . وأمثال آن ، واين خود
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 1 ، ص 31 - 29 با كمي اختصار . البتة برخى صفات را فروگذار كرده كه در پاورقى تفسير تكميل شده وما آن را به طور كامل در التمهيد ، ج 5 ، ص 306 آورده‌ايم .
علوم قرآنى (فارسى) — صفحة 337 | الشيخ محمد هادي معرفة