تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

پىنوشت‌ها :

شرح
( 1 ) . جاماسپ) aps ? am ? a ? J (به تصريح اوستا از خاندان هوگو) avg ? oH (ياد شده ، هم از خردمندان و دانايان روزگار كه او را حكيم خوانده‌اند ، هم از دولتمردان زمان خود كه وزير و پيشكار كىگشتاسپ ( ويشتاسپ ) شاه كيانى بوده است . برادر جاماسپ ، فراشئوشترا نيز وزير بزرگ ويشتاسپ شاه ، پدرزن زرتشت سپيتمان پيامبر و خود جاماسپ داماد زرتشت بود ، يعنى پوروچيستا? atsi ? curuPيكى از سه دختر زرتشت را به زنى داشت ( يسنا 53 / 3 ) . جاماسپ بنا به روايات نخستين كسى است كه آموزه‌هاى زرتشت را در كتاب اوستا جمع و تدوين كرد ، گويند نوشتن « اوستا و زند » را جاماسپ حدود سال 591 ق . م به انجام رسانيد ؛ آن‌گاه وى پس از زرتشت كه موبدان موبد و پيشواى دين شده بود ، بنا به گزيده‌هاى زادسپرم ( 25 / 7 ) در شصت و چهارمين سال دين و 16 سال پس از رحلت زرتشت ، و چنان‌كه جكسن و پيروان او معتقدند به سال 567 ق . م درگذشت .. 181 , 731 , 631 , 711 , 67 , 76 , 12 . PP , 2391 , . . . retsaoroZ , noskcaJ( 2 ) . دراين‌باره ر . ك : بخش سروش‌هاى غيبى هيستاسپ ( پيشگويى گشتاسپ ) در همين كتاب . ( 3 ) . دربارهء همانندىهاى پيش‌گويىهاى گشتاسپ و بهمن يشت و منشاء اين دو رساله ر . ك : آيين شهريارى در شرق ، ك . ادى ، ترجمهء فريدون بدره‌اى ، ص 20 - 21 ، 40 - 44 ، 88 ، 291 - 292 و 540 . ( 4 ) . زبان و ادبيات پهلوى ، ص 173 - 174 . ( 5 ) . كيومرث ، پهلوى :dram ? oyag، اوستا :nat ? ram . ? oyag، به معناى زندگى ميرنده ، نام نخستين انسان است ، او ششمين خلق مادى هرمزد است كه آفريدنش هفتاد روز به درازا مىانجامد . اين‌كه پهناش با درازاش برابر بود ، او را بيشتر شبيه نطفه عظيم نخستين مىسازد تا شبيه انسانى واقعى ، و ميان او و آسمان كه آن هم درازا و پهنايى برابر دارد ، نوعى شباهت و ارتباط ديده مىشود . برمبناى روايات و اساطير باستانى و ميانه ، كيومرث نماد آدمى است كه از گل و به شكل نطفه از سپندارمذ ، كه همان زمين است ، زاده مىشود و سه هزار سال مانند ديگر آفريدگان هرمزد بىجنبش و ساكن بر زمين باقى مىماند ( روايت پهلوى ، فصل 46 ، بند 30 ) . هرمزد وى را روشن چون خورشيد آفريد و قامتش به اندازهء چهار ناى و داراى چشم ، گوش ، زبان و دخشك ( - نشان ، علامت ) بود و از اوست كه آفرينش مردمان و گوسفندان منشاء مىگيرد ( بندهش ، بهار ، ص 40 - 41 ) . آفرينش كيومرث ششمين آفرينش هرمزد و آخرين آنهاست ( بندهش ، همان ) . او بر ديگر آفريدگان هرمزدى مزيتى دارد و آن اين‌كه از نيروى انديشه برخوردار است ( ويسپرد 19 ، بند 1 ) . اهريمن ، ديو استويهاد ( ديو مرگ و نابودى ) را مىفرستد تا كيومرث را بيمار كرده و بميراند ( گزيده‌هاى زادسپرم ، فرگرد 2 ، بند 19 ) . اما تقدير جز اين است و حكم ستارگان كرفه‌گر و بزه‌گر بر بقاى كيومرث است و بدين سبب تا سى سال به نيروى خويش مىزيد ( گزيده‌هاى زادسپرم ، فرگرد 2 ، بند 21 ) . پس از سى سال ستاره هرمزد و كيوان ، كه سرنوشت‌سازان بشرى هستند ، در وضعى قرار مىگيرند كه نيروى مرگ‌آفرينى كيوان بر نيروى حيات‌بخش هرمزد غلبه مىكند و كيومرث مىميرد ( گزيده‌هاى زادسپرم ، فرگرد 2 ، بند 22 ) . پس از مرگش از هريك از اندام‌هاى او فلزى خاص در زمين پديد مىآيد كه از آن‌ميان زر از جان