شد كه فقط به اين خاطر كرسى استادى دانشگاه سوربون را در اختيار گرفته تا رسالت خود را بهعنوان « مبلغ دينى در كلاس درس » بهتر به انجام برساند ؛ و به نام « حكمت غيبى » ، « جنگ شخصى بر ضد خرد » را پيش ببرد . حال آنكه بهزعم واسراستروم ، تاريخ اديان چيزى جز پژوهش تاريخى نيست ، و گرنه اصلا پژوهش نيست .
خلاصه ، هر رويكرد غيرتاريخى به دين ، بويژه رويكرد فلسفهء دين بگونهاى كه مراد كوربن بود ، هيچ سخن جدى در مورد اديان ندارد ، و همانطور كه پىير لورى « 33 » در نقد خود از اين كتاب « 34 » گفته است ، هيچيك از مسائلى كه شايستهء طرح هستند ، مورد توجه و بررسى قرار نگرفته است : « آيا مىتوان اديان را به مثابهء پديدههاى قائم بالذات كه فى نفسه معنادار هستند مورد بررسى قرار داد ؟ آيا پديدارشناسى رويكردى قانعكننده در زمينهء مطالعهء اديان است ؟ آيا روند و رويهء دينى مىتواند مستقلا معناى خود را توليد كند ؟ آيا روند و رويهء دينى نبايد هيچ حسابى به ساير رشتههاى علوم انسانى پس بدهد ؟ آيا روانشناسى و روانكاوى نمىتوانند هيچ كمكى به درك و فهم تجربهء عرفانى بكنند ؟ » و غيره .
پس آيا بايد دنبال دليل بگرديم و به فرضيهاى كه گوبينو مطرح كرده بود رضايت بدهيم :
« شايد كه اين كاستى [ در نقد ] خود از شرايط ابتكار و آفرينندگى باشد ؛ شايد براستى نمىتوان هردو فضيلت [ روحيهء خلاق و روحيهء انتقادى ] را باهم داشت » ؟ آيا براستى ميان روحيهء عرفانى كه در دنياى مدرن به اشكال مختلف از جمله سنتگرايى گنون يا پديدارشناسى كوربن تولد تازه يافته است از يك سو ، و روحيهء علمى ( كه مىگويند فقط مىتواند پوزيتيويست باشد ) از سوى ديگر ، تعارضى آشتىناپذير برقرار است ؟ آيا در افق ديد ما ، هيچ اميدى نيست كه سرانجام روزى شرق و غرب به يك نقطهء تلاقى برسند ؟
جستجوى چنين افقى محرك و انگيزهء كارهاى جالبتوجه يكى از انديشمندان معاصر ايرانى ، مصطفى ملكيان ، است كه مىگويد : « اگر [ براى انسان ] راهى به سوى آزادى متصور باشد ، اين راه را بايد در تلفيق و تلاقى عقلانيت و معنويت جستجو كرد ، و حق هريك از اين دو فضيلت بزرگ را به درستى ادا نمود . » « 35 » تحت تأثير انديشههاى ملكيان ، در سال 1375 سيد ابو الحسن نواب مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب را در شهر مقدس قم بنيان نهاد كه
هامش
( 33 ) .yroL erreiP( 34 ) . اين كتاب در پايگاه اينترنتى انجمن دوستداران هانرى و استلا كوربن موجود است :mth . noigiler / siacnarf / setxet / moc . nibrocsima . WWW / / : ptth( 35 ) . مصطفى ملكيان : راهى به رهايى ، تهران ، نگاه معاصر ، 1380 ، ص 7 . گفتگوى نگارندهء اين سطور با اين فيلسوف ايرانى دربارهء زندگينامهء فكرى او و معناى رويكرد فلسفىاش در كتاب جهانهاى شيعه و ايران ( پاريس - بيروت ، انتشاراتOPFI - alahtraK، 2007 ) به چاپ رسيد .